Search

بازی بزرگان

نقد فیلم کیک رئیس جمهور

نام اصلی و عربی کیک رئیس جمهور، «مملکه القصب» یا «پادشاهی نی ها» است. وجه تسمیه این نامگذاری به محدوده زندگی شخصیت های اصلی فیلم برمی گردد. جایی در ناحیه باتلاقی- نیزاریِ تاریخی مشترک میان استان‌های ذی‌قار، میسان و بصره؛ در میان هورهای جنوب عراق که به خاطر خانه های ساخته شده از نی، آبراهه ها و نیزارهای وسیع و همچنین سبک زندگی عربهای هور معروف است. خطه ای که مرداب‌ها نه فقط یک لوکیشن خاص بلکه بخشی از هویت تاریخی عراق‌ به شمار می روند؛ خاستگاه تمدن میان رودان (بین النهرین)؛ همان جایی که صدام حسین در دهه ۱۹۹۰ بخش بزرگی از آن به عمد، هم به دلایل سیاسی – نظامی و هم به‌عنوان مجازات جمعی علیه ساکنان منطقه که از مخالفان شیعه و نیروهای فراری ارتش بعث بودند، خشک کرد. داستان فیلم اول حسن هادی، کارگردان ۳۷ ساله عراقی نیز در همین دهه می‌گذرد. مقطعی که عراق تازه از جنگ کویت و بمباران‌های آمریکا و متحدانش خارج شده بود، تحریم‌های سازمان ملل اقتصاد کشور را فلج کرده بود اما حکومت صدام همچنان با سرکوب شدید ادامه داشت. در آن دوران هادی زیر سلطه صدام در حال بزرگ شدن بود و رؤیای فیلم‌ساز شدن در آن شرایط برایش دست‌نیافتنی به نظر می‌رسید.

فیلم بر زندگی لامیا، دختر دانش آموز نه‌ساله‌ با بازی درخشان بنین احمد نیّف تمرکز دارد که با قرعه بد معلم مدرسه، که نمادی از خود صدام است، انتخاب می‌شود تا برای جشن تولد صدام کیک بپزد؛ مناسبتی در عراق آن دوران که تعطیلی اجباری ملی بود. لامیای کم سن و سال می‌داند کوتاهی در انجام این تکلیف، همچون دیگر برنامه های اجباری حکومت در برگزاری جشن‌های تحمیلی، مجازات سنگینی در پی دارد. در کشوری ویران‌شده از استبداد، جنگ و تحریم‌، پیدا کردن مواد اولیه پختن کیک تولد و تحویل آن به معلم بی رحم مدرسه مأموریتی دشوار است که لامیا، مادربزرگ سالخورده‌اش بی‌بی و همکلاسی فقیرش سعید را به سفری دردناک از هور به شهر می کشاند و عمده زمان فیلم هم به همین موضوع اختصاص دارد.

هادی با انتخاب لامیا و سعید به عنوان شخصیتهای اصلی تلاش می کند تا از دریچه چشم کودکان، روایت سینمایی خود از قصه ای پر غصه را به قلب مخاطبان فیلم وصل کند. تلاشی موفقیت آمیز که کارگردان را به جوایز بین‌المللی متعدد و در صدر آنها دوربین طلایی کن رساند و کیک رئیس جمهور را به نخستین فیلم عراقی بدل کرد که توانست به فهرست اولیه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان راه پیدا کند.

درام فیلم، هم‌زمان حال‌وهوایی رؤیایی و صراحتی تلخ دارد. درست همانند وضعیت خود کارگردان که در دوران دیکتاتوری صدام در بغداد به دنیا آمده و اگرچه در انگلیس بزرگ شد، اما ترس از انتقاد علنی از صدام تا سالها بعد از مهاجرت در عمق وجود او و بسیاری از عراقی ها باقی ماند. برای هادی، ایده فیلم‌سازی در ابتدا خیالی دور از دسترس به نظر می‌رسید اما این جاه‌طلبی در عین حال مقاومت‌ناپذیر بود؛ او از دانشکده هنر دانشگاه نیویورک، جایی که مارتین اسکورسیزی، اسپایک لی و کلوئی ژائو جزو فارغ التحصیلان آن بودند، بورسیه کامل گرفت و پای درسهای اریک راث فیلم‌نامه‌نویس نشست. کسی که جزو تهیه‌کنندگان اجرایی کیک رئیس‌جمهور هم بود. بخشی از ظرافت های دراماتیک و بهم تنیده متن فیلم بی شک به آموزه های هادی در دوران حضورش در آمریکا و ارتباطش با هالیوود مرتبط است. فیلم در عین آنکه زاویه نگاهش را هرگز از لامیا و سعید تغییر نمی دهد، می کوشد تا تصویری بزرگسالانه و جهان شمول از درون مایه اصلی داستان بدست دهد. تهیه تخم‌مرغ، آرد و شکر، که به گفته بی‌بی نماد باروری، زندگی و شیرینی زندگی هستند، به معنای سفر به شهر است؛ سفری که برای یک کودک، مملو از موانع بزرگ و ترسناک است و ترسناک تر از آن، دنیای بی رحم، فقیر و توآم با خودخواهی ها و شرارت های بزرگسالان است.

صدام در سراسر فیلم همچون شبحی سنگین حضور دارد؛ چه در قاب عکس‌ها، نقاشی‌های دیواری خیابان‌ها، ماکت عظیمی که در راهپیمایی حمل می‌شود و چه در ویدیوی آرشیوی‌ که در آن با لبخندی شیطانی در مراسم جشن تولد خود دیده می‌شود. اگرچه دست دیکتاتور عراق حالا بیست سال است با خفت از این دنیا کوتاه شده اما هنوز هم می توان تلخی های دوران طولانی حکومتش را در هر گام کوچک لامیا که برای تهیه مواد اولیه کیک برمی دارد بازشناخت. صدام، حتی در قالب شخصیتهای مهمی همچون معلم مدرسه، بقال چاق، مرغ فروش متجاوز و رئیس کلانتری، دیکتاتوری تکثیر شده خود را بر زندگی مردم عادی تحمیل می کند. اینگونه است که در هر ذره از کیک تولد رئیس جمهور حسرت یک زندگی معمولی برای بی‌بی و لامیا خودنمایی می کند.

کیک رئیس‌جمهور تصویری چندلایه از کشوری ارائه می‌دهد که زیر فشار تحریم‌ها و تحت رهبری حاکمی تمامیت‌خواه به بقا ادامه می‌دهد و این سوال را در ذهن مخاطبان خود ایجاد می کند که وقتی با بی‌عدالتی روبه‌رو می‌شویم، چه چیزی اخلاقی است و چه چیزی غیراخلاقی؟ آیا سکوت در برابر بی‌عدالتی ما را هم مقصر می‌کند؟

یک سر همه موانعی که لامیا، بی‌بی و سعید با آن مواجه می شوند به شالوده حکومتی متصل است که سر تا تهش را صدام به هم دوخته. لامیا در این مسیر سخت، همیشه «هندی» خروس خود را همچون مهره شانس به همراه خود می برد. خروسی که از منظر نمادشناسی، نشانه پیروزی نور بر تاریکی و دفع کننده شر اهرمین است و انگار حضور او است که به لامیا شجاعت و جسارت رفتن به دل مشکلاتی بزرگتر از سن و سال خود را می دهد. فیلم از نشان می دهد که زنده ماندن و زندگی در عراق دوران صدام و جنگیدن با مشکلات، گاه فقط به شانس و اقبال بستگی دارد وگرنه دلیلی ندارد که عاقبت لامیا از سرباز جوانی که در شب عروسی و پیش از دیدن همسرش در پی بمباران آمریکایی ها چشمانش را از دست داده، بهتر باشد.

مواجهه اول با کیک رئیس جمهور می تواند نشانه هایی به مخاطب بدهد که انگار در حال تماشای فیلمی درباره کودکان در دنیای بزرگسالان است که درست هم هست اما در عین حال، با نگاهی دوباره می توان آن را فیلمی دانست که در آن کودکان، بزرگسال‌اند و بزرگسالان، کودک. انگار رئیس‌جمهور بزرگ‌ترین بچه‌ای است که برای تولدش کیک می‌خواهد و این کودکان هستند که نقش آدم‌بزرگ‌ها را بازی می‌کنند و باید کیک تولد او را بپزند و واقعا کاری انجام دهند. در همین فضا است که وضعیت بقال شکم گنده و بیوه زن باردار و نگهبانی دادن لامیا و سعید برای او، به وضعیتی خنده دار و تاسف آور بدل می شود.

فیلم جست‌وجوی صادقانه لامیا را با لحظاتی از شوخ‌طبعی متعادل می‌کند؛ از جمله صحنه‌ای که او و سعید بیرون مسجد مانند زن و شوهرها با هم جر و بحث می‌کنند یا لحظاتی که با یک قول و قرار قبلی، به هم خیره می مانند تا مشخص شود کدام یک زودتر پلک می زنند. ایده ای که از ابتدای فیلم چند باری تکرار می شود تا اینکه در صحنه بمباران مدرسه، جای اصلی خود را در زیر نیمکت کلاس پیدا کند.

کیک رئیس جمهور این قدرت را دارد تا نگاه‌ مخاطب غیر خاورمیانه ای و ناآشنا با جهان سوم را نسبت به کشوری همچون عراق تغییر دهد و مخاطب را بدون اغراق به عراق دهه ۱۹۹۰ ببرد و مشخص کند که زندگی کردن در شرایط زیر ظلم و ستم یک دیکتاتور چه حسی داشته. فیلم درباره عشق، قدرت دوستی، فداکاری و همه این چیزهاست و از دل درام کودکانه خود تاثیر تصمیم های سیاسی بر سرنوشت مردم یک جامعه را به خوبی نشان می دهد. ویدیوی مستند ذوق بچه گانه صدام در مقابل کیک تولد چند متری که برایش تهیه شده، تاکید دیگری بر تک تک لحظه هایی است که لامیا از ترس جفت و جور نشدن مواد اولیه پخت کیک خواب از چشمانش ربوده شده و او را همچون زنی سی ساله پریشان خاطر کرده است.

نقطه مقابل جهان زمخت و بی رحم پیرامون لامیا، نفس گرم بی‌بی است. کسی که به او در ابتدای فیلم با اشاره به افسانه گیلگمش، این راز را که اگر کسی به آب نگاه کند، چهره آنکه دوست دارد را می بیند، بازگو می کند. مرگ بی‌بی، با به هوا برخاستن نمادین چادر او از روی تابوت بسته شده بر سقف ماشین، مخاطب را در آن تک نمای تلخ با غم لامیا که انگار به گستردگی آسمان تیره است، تنها می گذارد. در انتهای فیلم لامیا که در پی یک روز سخت انگار یک سال بزرگتر شده، در نیمه های شب با نگاه به آب، تصویر بی‌بی را می بیند. لامیا در این دنیا و پس از مرگ بی‌بی، انگار باز هم فقط او را در کنار خود دارد.

در صحنه تشییع بی‌بی در شب، حرکت قایق ها و فانوس های داخل آنها، همچون ستاره هایی که در دل شب به روی هور فرود آمده اند، پرتره ای به یاد ماندنی از مردمی است که به رغم گذران شبهای سیاه حاکمیت ظالمانه صدام، همچنان امید در دلشان سو سو می زند.

***

پی نوشت: عنوان مطلب ادای احترامی به فیلم زنده یاد کامبوزیا پرتوی است که در ماهی و بازی بزرگان، دنیای کودکان در دل جنگ را نشانه رفت.  

خلاصه داستان: در عراق دهه نود میلادی، تحت فشار تحریم‌های شدید و حکومت صدام حسین، لامیا دختر نه ساله‌ای که با مادربزرگش بی‌بی و خروس خانگی‌اش هندی در باتلاق‌های بین‌النهرین زندگی می‌کند، توسط مدرسه برای پخت کیک تولد رئیس جمهور انتخاب می‌شود. او که تلاش کرده بود انتخاب نشود، حالا با تهدید معلم روبرو است.

نویسنده و کارگردان: حسن هادی

بازیگران: بنین احمد نایف، سجاد محمد قاسم، وحید ثابت خریبات

مدیر فیلمبرداری: تئودور ولادیمیر پاندورو

تهیه کننده: لئا چن بیکر

تدوین: آندو رادو

QR Code

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

;