Search

سیمای سنگی زنی بر پرده

نگاهی به پنج نقش مهم کارنامه بازیگری هدیه تهرانی به بهانه زادروزش

۱. در مورد چگونگی ورود هدیه تهرانی به سینما حرف و حدیث‌های بسیاری طی این سال‌ها نقل محافل بوده که شاید برخی قسمت‌هایش هم نزدیک به واقعیت باشد. او دست‌کم دو بار دعوت به کار شد تا در دو فیلم روز واقعه (شهرام اسدی) و لیلا (داریوش مهرجویی) ایفای نقش کند که هر بار اشتیاق چندانی از خود نشان نداد. نخستین نقش سینمایی‌اش بازی در سلطان (مسعود کیمیایی، ۱۳۷۵) بود و پس از آن به‌سرعت تبدیل به یکی از مهم‌ترین بازیگران آن برهه سینمای ایران شد. دو سال بعد در سومین تجربه‌اش، با نقش «سیما ریاحی» در شوکران (بهروز افخمی) چنان تسلط و مهارتی از خود نشان داد و تعریف جدیدی از «زن مرگبار» (femme fatale) ارائه کرد که تا سال‌های سال بعد تبدیل به شمایلی جداناپذیر از هنر بازیگری‌اش شد. او در این فیلم نقش پرستاری را بازی می‌کند که روابط عاشقانه‌ای با مردی متأهل آغاز کرده که در ادامه، زندگی جفت‌شان را دست‌خوش اتفاقاتی غیرقابل پیش‌بینی و تلخ می‌کند. این نقش باعث عصبانیت اتحادیه صنفی پرستاران شد. تا جایی که رو به اعتراضات خیابانی آوردند و خواستار توقیف فیلم شدند. او زیبایی، متانت، ملاحت، کنترل احساسات، شجاعت و عصیان را هم‌زمان داشت که در نهایت به قیمت جانش تمام شد.

۲. همزمان با شوکران، تهرانی در قرمز (فریدون جیرانی) حضور یافت و نقش زنی بی‌پناه به نام هستی را بازی کرد که در زندگی زناشویی مشکلات زیادی دارد. همسرش دچار بیماری سوءظن و اختلال شخصیتی شدید است و مدام او را مورد آزار و اذیت روحی، روانی و جسمی قرار می‌دهد. این فیلم شاید یکی از بهترین فیلم‌های جیرانی بود که یکی از پیشتازان سینمای اجتماعی آن دوران به حساب می‌آمد و تهرانی توانست به خاطر این فیلم برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از هفدهمین جشنواره فیلم فجر شود. این‌جا هم جذابیت پنهان و پیدای تهرانی به خدمت نقش در آمده و از او یک قربانی ساخته که بین عشق و جنون همسر قرار گرفته که سلامت جسمی‌اش را هم تهدید می‌کند.

۳. اوضاع کاملاً بر وفق مراد هدیه تهرانی پیش می‌رفت و او تبدیل به یکی از ستاره‌های پول‌ساز سینمای ایران شده بود و هم‌زمان فیلم‌سازان معتبر را هم قانع می‌کرد تا از او در فیلم‌های‌شان استفاده کنند و این‌چنین بود که او در سال ۱۳۸۰ با دو کارگردان بزرگ سینمای ایران، ناصر تقوایی و بهمن فرمان‌آرا همکاری و دو فیلم ماندگار به گنجینه سینمای ایران اهدا کرد. او در کاغذ بی‌خط ( تقوایی) با بزرگانی چون خسرو شکیبایی، جمشید مشایخی، جمیله شیخی و نیکو خردمند هم‌بازی شد و به شخصیت «رؤیا»ی خیالباف این فیلم جان بخشید و به خاطرش نامزد دریافت سیمرغ بلورین شد. او این‌بار برخلاف فیلم‌های قبلی که بر سردی، اقتدار و فاصله عاطفی تکیه دارند، نقش زنی عادی، خانه‌دار و درگیر زندگی روزمره را بازی می‌کند که درونش سرشار از رؤیا، خشم فروخورده و میل به خودابرازی است.

۴. تهرانی در خانه‌ای روی آب (فرمان‌آرا) نقش یک منشی مطب به نام ژاله را بازی می‌کند که شاید متفاوت‌ترین منشی سینمای ایران باشد. ژاله از نوجوانی در مطب دکتر سپیدبخت (رضا کیانیان) مشغول به کار شده و بعدها تا حد معشوقه‌اش هم ارتقای مقام یافته اما بعد از سقط جنینی که منجر به نازایی همیشگی‌اش شده مجبور به خروج از زندگی عاطفی دکتر شده و حالا به منشی‌گری اکتفا کرده و مادرانه کنارش ایستاده و به تر‌وخشک کردن دکتر می‌پردازد و از بخت بد خویش ناله می‌کند و انگار سر و سرّی هم با ماموران امنیتی دارد؛ آن‌جا که با تلفن موقعیت دکتر را گزارش می‌دهد. نقشی به‌ظاهر ساده که با اجرای دل‌پذیر تهرانی رنگی از آه و افسوس یافته و یکی از جذاب‌ترین نقش دوم‌های سینمایی ایران شده است.

۵. حضور در چهارشنبه‌سوری (اصغر فرهادی) و ایفای نقش زن ضعیف و شکننده این فیلم که از گریستن در حمام خانه هم ابایی ندارد، نخستین نقشی بود که تهرانی در آن دست به شکستن سیمای همیشگی‌اش زد. او که همواره در قامت زنی قوی، خونسرد و بدون اتکا به مردان ظاهر می‌شد که در پشت آن سیمای سنگی هیچ نشانی از احساس را نمی‌شد یافت، حالا چنان در مقابل خیره‌سری‌های شوهر و بی‌توجهی‌هایش کم آورده که با هیبتی ناشناس در خیابان تعقیبش می‌کند و سعی دارد با چسباندن گوش به دیوار همسایه از کار زن همسایه و شوهرش سر درآورد و تا این حد خود را به خفت و خواری می‌کشاند. اصغر فرهادی با علم به گذشته بازیگری تهرانی، اقدام به یک آشنایی‌زدایی کامل از او کرد و به‌شدت هم در این مسیر موفق عمل کرد، تا جایی که او موفق شد دومین سیمرغ دوران بازیگری‌اش را به خاطر این فیلم دریافت کند.

QR Code

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

;