سعید روستایی با همان فیلم اولش تبدیل به پدیده شد و با فیلمهای بعدی جایگاهش را به عنوان کارگردانی کنجکاویبرانگیز تثبیت کرد. توقیف فیلم سومش برادران لیلا و بازتاب حیرتانگیز اجتماعی پخش این فیلم در فضای مجازی، همه را منتظر فیلم چهارمش نگه داشت؛ بهخصوص با حکم قضایی عجیبی که علیه او صادر شده بود. اضافه شدن زن و بچه به بخش مسابقهٔ جشنوارهٔ کن در وقت اضافه [و معمولاً با عنوان کنجکاویبرانگیز «فیلم سورپریز»، هرچند جایزهای نگرفت و موجی از تحسین برنینگیخت] انتظارها را بیشتر کرد. فیلم زودتر از آنچه تصور میشد روانهٔ اکران عمومی شد؛ کنجکاویها کار خودش را کرد و تماشاگران مشتاق به سینماها رفتند اما با وجود رضایت تماشاگرانی که جنبههای ملودراماتیک و انسانی فیلم را پسندیدهاند، زن و بچه آن دسته از تماشاگرانی که هیجان و خشم انباشته و جلوههای نمادین معاصر در فیلمهای قبلی روستایی و بهویژه فیلم سومش را دوست دارند راضی نکرده است. در هفتههایی که از نمایش عمومی زن و بچه میگذرد، این دستهٔ دوم، بیش از آن که جهان خلقشده توسط فیلمساز و تناسبهای درونی آن را نقد و بررسی کنند و به کاری که فیلمساز در عریان کردن روی تاریک و پنهان انسان عام میکند توجه کنند، مشغول ایراد گرفتن از اعمال و رفتار شخصیتهای فیلم در متن مناسباتی منطبق بر واقعیتی هستند که خود میشناسند و تجربه کردهاند، نه واقعیت برساختهٔ فیلمساز در جهان اثرش.
زن و بچه فیلم خوب و مهمی است از فیلمساز جوانی که با همان فیلمهای اولش تبدیل به فیلمساز مهمی شد. این فیلم نمونهٔ مناسبی برای بررسی دیدگاهها و رویکردهای موجود رایج در فضای «نقد فیلم» هم هست که باید در آینده به طور جدی به آن پرداخت. به دلیل همین ارزش و اهمیت است که این پرونده را برایش تدارک دیدهایم؛ هرچند که بیشتر نقدهای این پرونده بر خلاف پروندههای دیگر، تحت تأثیر فضای یادشده، به جای نقد زن و بچه شخصیتهای فیلم را شماتت کردهاند. چارهای نیست. این پرونده هم بازتابی از همین دوران است.
تیزر از کانال آپارات «سینماتیکت»