Search

اقتباس متفاوت پدربزرگ و نوه از یک رمان

درباره فیلم و سریال «شرق بهشت»

عنوان رمان معروف جان اشتاین‌بک، «شرق بهشت» (دقیق‌ترش: شرق عدن)، از فصل چهارم سفر پیدایش عهد عتیق وام گرفته شده است؛ هنگامی که قابیل پس از برادرکشی، از درگاه خدا طرد می‌شود و در شرق عدن مأوا می‌گزیند؛ تمثیلی از سرزمینی برهوت که فرد گناهکار با بار سنگین انتخابش دست‌وپنجه نرم می‌کند. دره‌ سالیناس در کالیفرنیا در رمان اشتاین‌بک تجسم زمینی همین محوطه خارج از بهشت عدن است.

در اقتباس سینمایی معروف الیا کازان (۱۹۵۵) از این رمان، تقریباً سه‌چهارم ابتدایی کتاب (شامل تاریخچه‌ چندنسلی خانواده‌های تراسک و همیلتون، جنگ داخلی و دوران سکونت در ایالت کانتیکت) حذف شده و تمرکز اصلی بر بخش پایانی رمان و سال‌های مقارن با جنگ جهانی اول است. در طی این حذفیات، جنبه‌های مهمی مانند شخصیت‌های ساموئل همیلتون و خدمتکار خردمند چینی، لی، کاملاً حذف شده‌اند و گذشته‌ سادیستی و وحشتناک کتی/ کیت نیز به حضوری سرد و رنجور در روسپی‌خانه‌ای محلی فروکاسته شده است. با این‌حال، بخشی از ارزش فیلم کازان در همین جسارت سینمایی نهفته است که توانست ملودرامی روان‌شناختی را از دل رمانی با مایه‌های تمثیلی از کتاب مقدس و سپهر زمانی اوایل قرن بیستم استخراج کند. البته ارزش فیلم کازان جدا از این، به نکات دیگری هم مانند این که از کادر عریض سینمااسکوپ، که تا پیش از این بیشتر در وسترن‌ها و حماسه‌های باشکوه هالیوودی کاربرد داشت، به عنوان تمهیدی پارادوکسیکال برای بیان روان متشنج و ذهن نامنسجم شخصیت‌ها در چشم‌انداز وسیع محیط پیرامون استفاده شده است. و این تمهید در ترکیب با زاویه‌های کج دوربین و کمپوزیسیون‌های نامتعادل، که گسست عاطفی میان پدر و پسر طردشده را در درون‌مایه متن جا انداخته، معطوف است. افزون بر این، حضور جیمز دین در نقش کالب در این فیلم، با تکنیک متد اکتینگ، بیان لکنت‌زده، خمیدگی فیزیکی و رفتارهای بداهه، الگویی شاخص را در ترسیم جوان عاصی آسیب‌پذیر در سینما خلق کرد. 

حالا امسال بعد از گذشت بیش از هفت دهه از نگارش رمان و ساخت اثر اقتباسی کازان، زویی کازان (نوه الیا کازان که بیشتر با بازی در فیلم‌های کمدی رمانتیک شهرت دارد) در قالب مینی‌سریال باز سراغ «شرق بهشت» رفته است؛ منتها به نظر نمی‌رسد هدفش بازسازی فیلم پدربزرگش بوده؛ چه آن که سریال، اقتباسی کم‌وبیش وفادارانه از رمان اشتاین‌بک است. البته در سریال، جنبه‌هایی از فیلم الیا کازان نادیده گرفته شده است؛ از جمله سکانس‌هایی که مربوط به بیگانه‌ستیزی آلمانی در آمریکا در دوران جنگ اول جهانی است.

سریال شرق بهشت، با ارجاع دوباره به رمان اشتاین‌بک و پرداختن مفصل به شخصیت‌های سایرس، چارلز و دوران کانتیکت، چرخه‌ انتقال خشم و طردشدگی را در خانواده‌ تراسک واکاوی می‌کند و شرارت زنانه در کالبد کتی (با بازی بسیار خوب فلورنس پیو) نیز چنان بازسازی می‌شود که گویی کتی بیش از آن که هیولای شیطان‌صفت رمان یا روسپی میانسال و درمانده‌ فیلم ۱۹۵۵ باشد، شمایلی خشمگین و عاصی در برابر نظام بسته‌ مردسالاری است که از پذیرش نقش زن قدیس و فرمانبردار سر باز می‌زند و خود نیز در فرایند این عصیان، مضمحل می‌شود. حضور شخصیت لی نیز به نظر می‌رسد که  تنها بابت وفاداری به رمان نیست و گویی بازتابی به‌روزشده از چالش‌های هویت چندفرهنگی در دوران معاصر است.

مقایسه این دو اثر پدربزرگ و نوه، دو جنبه از پتانسیل‌های اقتباس را می‌نمایاند: در اولی تأویل و تغییر رویکرد از فضایی اسطوره‌ای/ اجتماعی به روان‌شناختی را از طریق نادیده‌گیری جزییات متن و گزینش‌گری رادیکال می‌بینیم و در دومی این نکته دریافت می‌شود که رمان‌های بزرگ و کلاسیک در بستر مدیوم‌های نوین هم‌چون مینی‌سریال‌های ساخته‌شده در پلتفرم‌ها، دوباره بازخوانی می‌شوند تا علاوه بر نمایش وفاداری به متن، سپهر زمانه خود را هم بازبتابانند.

QR Code

یک پاسخ

  1. بادرود
    باتشکرازشماویادداشت خوب جناب آقای دانش،به دلیل اشکال در ورودبه سایت(ازطریق گوگل)،درصورت امکان،دسترسی به مطالب سایت رابه این شکل نیزفراهم نمایید.
    باتشکروسپاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

;