کلیات طرح «مقابله با نفوذ سرویسهای اطلاعاتی و دولتها یا نهادهای بیگانه در کشور» روز یکشنبه 25 مرداد با 183 رأی موافق، چهار رأی مخالف و پنج رأی ممتنع در مجلس شورای اسلامی تصویب شد.
– هرگونه فعالیت یا ارتباط اشخاص حقیقی و حقوقی اعم از ایرانی یا خارجی که موجب نقض استقلال، حاکمیت، امنیت ملی و هویت ایرانی- اسلامی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و یا تسهیل نفوذ و سلطه و سیطره بیگانگان بر منافع جمهوری اسلامی ایران شود ممنوع است و متخلفان مجازات خواهند شد.
– بر اساس ماده 14 طرح، فعالیت در حوزههای فرهنگی از جمله تولید یا کارگردانی فیلم و سریال، مستند و تئاتر، موسیقی و کتاب، در صورتی که تحت اشراف، هدایت، آموزش یا راهبری سرویسهای اطلاعاتی بیگانه یا دیگر موارد مندرج در ماده یک انجام شود، مجازات در پی خواهد داشت.
– برای آثاری که به تشخیص مراجع ذیربط، احکام دینی را زیر سؤال ببرند، چهرهای سیاه از ایران نشان دهند، با هدف ضربه زدن به استقلال یا امنیت کشور یا مقابله با نظام تولید شوند یا فرهنگ ضداسلامی را ترویج کنند، مؤلف، تهیهکننده یا کارگردان به محرومیت دائم از تولید یا تهیه آثار هنری یا همکاری در آنها محکوم میشود.
– صادرکنندهٔ مجوز تولید، پخش یا انتشار و همچنین منتشرکننده اثر، در صورت احراز این موارد، به جزای نقدی معادل هزینهٔ تولید اثر و محرومیت دائم از خدمات حکومتی محکوم میشود. در مواردی نیز جزای نقدی درجه یک تا دو برابر هزینه تولید پیشبینی شده است.
– برگزارکنندگان دورهها، کلاسها یا کارگاههای آموزشی حضوری یا مجازی که با فرهنگ ایرانی ناسازگار باشند به پنج تا ده سال و شرکتکنندگان در این دورهها به شش ماه تا دو سال زندان محکوم میشوند.
در این دو ماهی که از انتشار شمارهٔ گذشته میگذرد، جدا از کشمکشهای مربوط به جنگ، درگیریهای بحران تنگهٔ هرمز، شلکن-سفتکنهای مربوط به تفاهم و توافق، و میانجیگریهای بینتیجه، به موازات افزایش چهارنعل تورم که قیمتها را در حد ارقامی افسانهای افزایش داده (و این روند همچنان تا مرحلهٔ انفجار ادامه دارد)، یکی از مهمترین اتفاقهایی که مستقیم به سینما و فعالیتهای سینمایی مربوط میشود، پخش فیلم توقیفی بیداد توسط کارگردانش سهیل بیرقی در فضای مجازی بود. مانند موارد مشابه در سالهای گذشته، بازتابهای مثبت و منفی دربارهٔ این فیلم فضای مجازی را پر کرده و جدا از نظرهایی دربارهٔ خود فیلم، محور اصلیشان همان موضوع «میوهٔ ممنوع» است. کاربران ابراز شادمانی میکنند که یک فیلم دیگر موانع و ممنوعیتها را دور زده و ناظران را قال گذاشته، و ناظران و سیاستگذاران به خود میپیچند و دندانقروچه میکنند که چهگونه میتوانند از پس این جوانان بیقرار و سرکش و نافرمان برآیند. آنها به جای این که از زمانه پند بگیرند، و به جامعه نگاه کنند که مردمش سالهاست خواستههایشان را با صدای بلند فریاد میزنند، مدام دنبال راههایی هستند که چهگونه این هنرمندان، این جامعهٔ میلیونی را خاموش و مطیع خواستههای خود کنند.
این همه سال تجربه، این همه تلاشهای بینتیجه، این همه تقابلی که جز هدر دادن انرژی و سرمایههای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی فایدهای نداشته، گویی تاثیری در این ناظران و سیاستگذاران نداشته است. گذشته چراغ راه آینده نیست. تصور میشد که با توجه به تحولات اجتماعی چهار سال اخیر و رویدادهای عظیم یک سال گذشته و واکنشهای مردم، شاید این بار انتشار یک فیلم از سینمای موسوم به «زیرزمینی»، سیاستگذاران را به این نتیجه برساند که روشهای آنالوگ در دوران دیجیتال جواب نمیدهد، نیازهای این جامعهٔ ملتهب را به رسمیت بشناسند، و در مواردی حتی از مردم به خاطر پافشاریهای بیمنطقشان عذرخواهی کنند و روشهای دیگری در پیش بگیرند. اما اتفاقی برعکس افتاد و روز 25 مرداد، مجلس شورای اسلامی با شتاب فراوان (که پیداست واکنش حاکمیت به همین پخش فیلم بیداد در فضای مجازی است) کلیات طرحی را با اکثریت مطلق آرا به تصویب رساند که سرفصلهای آن را در بالای این صفحه میخوانید و البته مواد تکاندهندهٔ این طرح عجیب و محدودکننده، بیش از اینهاست. این طرح که البته هنوز مراحل تبدیل شدنش به یک قانون لازمالاجرا طی نشده دستور کاریست که فضای فرهنگی را دچار بحران و توقف میکند. تا کنون که نظارت بر تولیدات فرهنگی زیر نظر دولت و در مواردی با رویکرد مماشات و مدارا بوده، این همه دشواری در این زمینه وجود داشته؛ حالا اگر تمامی این نظارت به قوهٔ قضاییه سپرده شود که سر و کارش فقط با دستورالعملهای خشک در قالب ماده و تبصره است، پیشبینی نتیجهٔ کار چندان دشوار نیست.
از زمان تصویب و انتشار کلیات این طرح، کارشناسان و دستاندرکاران بسیاری به نقد آن پرداختهاند. به نظر میرسد همهٔ ملاحظات و هشدارهایی که طی دههها و سالهای گذشته در مورد حساسیتها و ظرافتهای عرصهٔ فرهنگ داده شده، نوعی کوبیدن آب در هاون بوده و در زمانهای که فضای کشور نیاز به یک تغییر مثبت اساسی دارد در چنین بزنگاه حساسی فرمان عقبگرد داده شده، همچنان حکایت آب و هاون ادامه دارد. ما هم که بارها این هشدارها را دادهایم در همین برههٔ حساس دستهٔ هاون را کنار هاون میگذاریم و تماشا میکنیم که بقیهٔ روند رسیدگی به این طرح چه مسیری را طی میکند.
این شماره به شکل روشنتری تغییر قالب محتوایی مجله را نشان میدهد. این تصمیم برای تغییر، همچنان که در سرمقالهٔ شمارهٔ گذشته توضیح دادیم حاصل تحمیل زمانه است. فاصله افتادن بین شمارههای مجله و افزایش قیمت هم نتیجهٔ همین وضعیت است و تا زمانی که اوضاع تغییر مثبتی نکند (تغییری که نیاز به معجزه دارد) گریزی از آن نیست. ما هم مثل همهٔ مردم این سرزمین ناچاریم قدم به قدم خودمان را با شرایط و محدودیتهای روزگار هماهنگ کنیم؛ اگر بتوانیم. قیمت مجله که تابع روند تورم است و خوانندگان مجله هم آن را درک میکنند؛ حتی اگر ادامهٔ خرید مجله برایشان دشوار باشد. اما در مورد تغییر قالب محتوایی مجله منتظر دریافت نظرهای شما هستیم.