Search

ایزد، یار سمیّه شد!

نگاهی به پنج بازی برگزیده پریناز ایزدیار به بهانه زادروزش

۱. پریناز ایزدیار، که بازیگری را با فیلم‌های یک مرد، یک شهر (حسن هدایت، ۱۳۸۶) و در امتداد شهر (علی عطشانی، ۱۳۸۹) آغاز کرده بود، اولین بار با سریال مناسبتی پنج کیلومتر تا بهشت (علیرضا افخمی، ۱۳۹۰) به مخاطبان بیشتری معرفی شد و بلافاصله با نقش اول سریال زمانه (حسن فتحی، ۱۳۹۱) جای پای خود را محکم کرد، اما پتانسیل‌های بازیگری‌اش با سریال شبکه خانگی شهرزاد (حسن فتحی، ۱۳۹۴) در نقش شیرین دیوان‌سالار به منصه ظهور گذاشته شد. هم‌بازی شدن با علی نصیریان و شهاب حسینی باعث شد که ایزدیار تلاشش برای کم‌نیاوردن در برابر دو تن از مجرب‌ترین بازیگران سینمای ایران – که از قضا یکی از بهترین بازی‌های‌شان را در این سریال به‌نمایش می‌گذاشتند – کیفیت بازی‌اش را بالا ببرد. او در نقش تک‌دختر بزرگ‌آقا، که همسر پسرعمویش قباد شده، ظاهر شد که به‌دلیل نازایی، باید با ازدواج مجدد قباد کنار بیاید و رفته‌رفته لایه‌های پیچیده‌تری از خود آشکار سازد. او بايد در کنار خوددار بودن به‌واسطه اصالت خانوادگی، حسادت‌های زنانه که زندگی زناشویی‌اش را تهدید می‌کرد هم‌زمان به نمایش می‌گذاشت.

۲. هم‌زمان با پخش سریال شهرزاد، حضور ایزدیار در ابد و یک روز (سعید روستایی، ۱۳۹۴) نقطه عطفی در کارنامه سینمایی‌اش محسوب می‌شود. «سمیّه» یکی از ماندگارترین شخصیت‌های تاریخ سینمای ایران لقب گرفت که بخش زیادی از این ماندگاری مرهون بازی واقع‌گرایانه و تأثیرگذار ایزدیار بود. او نقش دختر دم‌بخت خانواده‌ای ازهم‌گسیخته پایین‌شهری را داشت که قرار است با مردی افغانستانی ازدواج کند، سایه پدر بالای سر ندارد و برادرانش درگیر مصرف و خرید و فروش مواد مخدر هستند و خواهرانی که هر کدام با مشکلات خاص دست‌وپنجه نرم می‌کنند. دختری ایثارگر که بسیار بزرگ‌تر از سن واقعی‌اش عمل کرده و زندگی آینده خود را برای خوش‌بختی دیگران تباه می‌کند. او تا لحظه‌ای که در آن خانواده حضور دارد، جور تک‌تک برادران و خواهران را کشیده و بار سنگین تمام مشکلات را روی دوش خود حس می‌کند. سمیه بدون هیچ منتی تمام کارهای خانه از شستن، پختن و تمیز کردن را انجام می‌دهد و از طرف دیگر حواسش به برادر کوچک‌تر است که شاگرد زرنگ مدرسه شده، در کنارش وظیفه رتق و فتق روزانه مادر علیلش را به عهده گرفته و به برادر بزرگ‌تر در مسیر یافتن شغلی آبرومند کمک می‌کند و غصه اعتیاد برادر وسطی را می‌خورد و صبح تا شب به همه سرویس می‌دهد و بدون کوچک‌ترین نق‌زدنی همیشه سر پاست. ایزدیار همه این کارها را با چنان دقت و ظرافتی انجام می‌دهد که انگار خود سال‌ها در چنین خانواده‌ای زندگی کرده است. او به‌خاطر بازی در نقش سمیه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را از جشنواره فیلم فجر به دست آورد.

۳. نقش نسیم در سه کام حبس (سامان سالور، ۱۳۹۸) زن جوان مذهبی و جنوب‌شهری است که با نوزاد و شوهرش زندگی خوبی دارند. آن‌ها در کار فروش ظروف پلاستیکی یکبارمصرف، عروسک‌سازی و ترشی انداختن و فروختن هستند، اما یک تصادف باعث اتفاقات دردناکی می‌شود و پرده‌ها یکی‌یکی می‌افتند. نسیم به‌عنوان معصوم‌ترین شخصیت داستان گاهی دزدکی سیگار می‌کشد اما شرایط چنان خلاف میلش پیش می‌رود که در انتها، برای تأمین هزینه عمل جراحی شوهرش دست به فروش مواد مخدر همراه نوزادش می‌زند. نسیم که در ابتدای فیلم از عصبانیت و دعوای شوهرش با صاحب کارش تعجب کرده بود، رفته‌رفته با واقعیت‌های پیرامون، از اعتیاد همسرش گرفته تا جاسازی مواد مخدر در ماشین و خانه روبه‌رو می‌شود و از یک جایی، دیگر حتی نای اعتراض هم ندارد و مجبور به همراهی می‌شود. مهم‌ترین ویژگی بازی ایزدیار در سه کام حبس مقایسه بین دو نیمه فیلم و تغییرات شخصیتی‌اش است. او در نیمه اول، زنی مظلوم و بی‌خبر از همه جاست، اما توسری‌خور نیست و عاشق همسر و خانواده‌اش تصویر شده و همین عشق باعث شده که تمام تلاشش را برای بهبود وضعیت اقتصادی خانواده بکند، اما وقتی که تمام تصاویر ذهنی‌اش از همسری ایده‌آل به هم خورد، به‌خاطر بقای خانواده هم که شده مجبور به انجام کارهای خلاف می‌شود، در حالی‌که ترس و اضطراب هم‌چنان با اوست. او مجبور است که در بازی بقاء حضور داشته باشد و زنی معمولی را به تصویر بکشد که شرایط غیرمعمول او را به سمتی هل داده تا از مرزهایی عبور کند که حتی در مخیله‌اش هم نمی‌گنجید. ایزدیار این روند تغییر را به‌خوبی اجرا کرده و تبدیل به یکی از برگ‌های برنده فیلم می‌شود.

۴. پروانه در ملاقات خصوصی (امید شمس، ۱۴۰۰) به‌نوعی مشابه سمیه (ابد و یک روز) است، اما ایزدیار موفق شده از زاویه‌ای دیگر، دختر فداکار خانواده‌ای فقیر را بازسازی کند، به‌گونه‌ای که کمتر نشانی از سمیه تقدیرگرا را با خود داشته باشد. پروانه عمل‌گراتر از سمیه است و همین عاملیت که با عشق معصومانه‌اش همراه شده رنگی دیگر به آن دختر رنج‌کشیده می‌بخشد. او برای برداشتن باری از دوش خانواده کار می‌کند و در جهان مستقل خویش، نگران پدر زندانی و برادر فراری‌اش است، اما آشنایی‌اش با فرهاد (هوتن شکیبا) که ابتدا با بی‌تفاوتی شروع شد و در ادامه به کنجکاوی و صمیمیت می‌رسد و در انتها به وابستگی و عشق می‌انجامد، او را وادار به کارهایی می‌کند که در جهان شخصی‌اش تعریف نشده بود. او معصومیت و جسارت را درهم می‌آمیزد و از پروانه شخصیتی دوست‌داشتنی برای مخاطب خلق می‌کند. هرچند مخاطب همواره چند گام از او جلوتر بود و به عشق فرهاد به تردید می‌نگریست.

 ۵. مهناز در زن و بچه (سعید روستایی، ۱۴۰۴) پرستار میان‌سال بیوه با دو فرزند است که بعد از دو سال معاشرت با حمید (پیمان معادی) قصد ازدواج با او را دارد، اما اتفاقات مطابق میل مهناز پیش نمی‌رود و او را در مسیر متفاوتی قرار می‌دهد. روند تغییرات در فیلم بسیار سریع رخ می‌دهد و بازی ایزدیار یکی از نکات مثبت فیلم است. زنی که در رؤیاهایش یک خانواده خوش‌بخت را همراه همسر جدید و دو فرزندش تصور می‌کرد، در همان شب خواستگاری، مرد موردعلاقه‌اش را از دست می‌دهد که خواهرش را پسندیده و به تمام قول و قرارها پشت پا می‌زند و در ادامه پسر نوجوانش کشته می‌شود. مهناز که از نظر روحی و روانی به فروپاشی کامل رسیده درصدد انتقام از آدم‌های اطراف است که نقشی احتمالی در مرگ پسرش داشته‌اند. او آتشفشان خشم، کینه و انتقام شده و به شکل عمیق آن را بازی می‌کند. درد و رنج فقدان و عذاب وجدان متعاقب آن، در نتیجه سعی در تقسیم و تسهیم این عذاب به دیگران از جمله ناظم مدرسه و پدر شوهرش از مهناز هیولایی می‌سازد که به‌راحتی می‌تواند آدم بکشد.

QR Code

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

;