۱. گوهر خیراندیش پس از سالها کار تئاتر در شیراز و تهران، همراه همسرش جمشید اسماعیلخانی، نخستین بار در سریال آینه (غلامحسین لطفی، ۱۳۶۴) پا به عرصه تصویر گذاشت و خیلی زود تبدیل به یکی از اولین انتخابهای کارگردانان برای نقش زنان ستمدیده و اغلب شهرستانی در سینما و تلویزیون شد. اما این فیلم بانو (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۰) بود که پتانسیلهای بازیگریاش را به منصه ظهور گذاشت. هرچند که توقیف فیلم، دیده شدن بازی درخشانش را چند سالی به تعویق انداخت، ولی حضورش چنان قدرتمند بود که گذشت زمان تأثیر منفی در کیفیتش ایجاد نکرد. نقش هاجر با گریمی سنگین، صورتی سوخته و زنی حامله از طبقه فرودست جامعه که ابتدا به دلیل بیماری و بدبختیاش حس اعتماد مخاطب و مریمبانو را جلب میکند و در ادامه آرامآرام وجه دیگری از شخصیت خود را بروز میدهد که با فرصتطلبی از اعتماد صاحبخانه سوءاستفاده کرده و قوم و خویشش را به آنجا میکشاند و سعی در بالا کشیدن اموال بانو را دارد. یک شخصیت خاکستری که صحنه کتک خوردن شبانهاش در میان برف هنوز هم از یادها نرفته است.
۲. مادر نرگس در ارتفاع پست (ابراهیم حاتمیکیا، ۱۳۸۰) پیرزنی آبادانی است که از نظر سنی اختلاف زیادی با خیراندیش دارد، اما توانسته این کبر سن را با آرامتر کردن ریتم حرکت، اندکی قوز و اضافه کردن لهجه آبادانی باورپذیر به نمایش بگذارد. زنی که ناخواسته در میانه یک هواپیماربایی توسط دامادش گیر افتاده و هم باید نگران جان خود و بچههایش باشد و هم دختر و دامادش! از طرفی با غریزه مادری سعی در گفتوگو با مأموران امنیتی مستقر در هواپیما دارد و فکر میکند میتواند همهچیز را بهخوبی و خوشی خاتمه بدهد. او در چهرهاش هم رنج دارد و هم مهر و گاهی حتی عتاب هم به آن اضافه میکند و آنقدر در این امر جدیت به خرج میدهد که گاه طنز غیرعمد خلق میشود. آنجا که وقتی از قصد دامادش باخبر میشود با جدیت هرچه تمامتر به او میگوید: «قاسم تو معتاد شدی!» او برای بازی در این فیلم دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن از بیستمین جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد.
۳. نقش باجی در رسم عاشقکشی (خسرو معصومی، ۱۳۸۱) بهنوعی حاصلجمع تمام نقشهای روستاییِ خیراندیش تا به آن روز است که حالا در روستایی سرد و برفی با زندانی شدن همسرش به جرم قطع غیرقانونی درختان جنگل تمام تلاشش را برای بقاء انجام میدهد تا نان خود و سه فرزندش را دربیاورد و از طرف دیگر بدهیهای شوهر را صاف کند. او مثل همیشه در واقعگرایانهترین شکل ممکن در نقش فرو میرود و تمام عادات و رفتار یک زن روستایی، از قبیل نان پختن و خمیر ورز دادن، گِلکاری و با چنگ و دندان محافظت از خانواده را بهخوبی به نمایش میگذارد. با اینحال، از مهر مادری غافل نیست که گاهی این کار را با عصبانیت، داد و فریاد و خشم نشان میدهد که واکنش طبیعیاش در برابر مشکلات زیستی است. زنی خسته و آسیبدیده اما مقاوم که زیر فشار فقر و بیعدالتی قرار گرفته ولی غرور و نیروی محافظت از خانوادهاش را از دست نداده است. خیراندیش بهخاطر بازی در این فیلم برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از بیست و دومین جشنواره فیلم فجر شد.
۴. خیراندیش همان سال در دنیا (منوچهر مصیری، ۱۳۸۱) نقش همسر سنتی یک حاجیبازاری را ایفا کرد که بهدلیل نوع تربیت و اعتقاداتش شبانهروز در خدمت همسرش بود و حتی از شستن پاهایش هم غافل نبود، اما سفر زیارتی یکماهه و دوری از همسر زندگیاش را به مرحله فروپاشی رساند. بازی درخشان خیراندیش پس از مسجل شدن خیانت همسر سکانسی فراموشنشدنی است. او با یادآوری تکتک کارهایی که برای رضایت حاجی انجام داده از او شاکی است که چه کم داشته و کجا کمکاری دیده و حالا در پیرانهسری باید سربار کدام یک از بچههایش باشد؟ او تمام درد و رنج، نادیده شدن و پشیمانی ۳۵ سال زندگی مشترک را یکجا دارد.
۵. سیده خانم در یکی از اپیزودهای دعوت (ابراهیم حاتمیکیا، ۱۳۸۷) زنی میانسال با دختران بزرگ که یا ازدواج کردند و یا در آستانه ازدواج هستند با حاملگی ناخواسته مواجه شده است. از سویی با شرم و حیای چگونگی مواجهه فرزندان و جامعه با این امر نادر دست به گریبان است، از طرف دیگر سقط جنین را گناهی نابخشودنی تلقی میکند. صحنهای که در سونوگرافی همزمان از صدای جنین ذوق میکند و از طرف دیگر از دختر حامله خود خجالت میکشد یکی از بهترین بازیهای عمر خیراندیش است. بخش زیادی از بازی او در سکوت اتفاق میافتد. نگاههای مضطرب، مکثها، تغییر حالت صورت و نوع راه رفتن، وضعیت روحی زنی را نشان میدهد که از یک طرف غافلگیر شده و از طرف دیگر نمیخواهد احساساتش را کاملاً آشکار کند.
یک پاسخ
نقش ماندگار گوهر خیراندیش در سریال زیبای روزی روزگاری کار امرالله احمدجو را از قلم انداختید , بازی او در ان سریال بینظیر بود ,