شارلیز ترون خیلی زود به موفقیت رسید. او پس از یک نقش کوتاه و بدون ذکر نام در یک فیلم ترسناک، با ۲ روز در دره (جان هرزفلد، 1996) سینما معرفی شد و خیلی زود در مجموعهای از نقشها ظاهر شد که اغلب به زنِ زیبا، همسر یا دوستدختر شخصیت اصلی محدود میشدند و بیش از هر چیز بر جذابیت ظاهری او تکیه داشتند. اما این تصویر در سال ۲۰۰۳ بهطور کامل تغییر کرد؛ زمانی که ترون نقش آیلین وورنوس، زن روسپی اهل فلوریدا را بازی کرد که به قاتلی زنجیرهای تبدیل شد و در نهایت به جرم قتل اعدام شد. هیولا (پتی جنکینز، ۲۰۰۳) نهتنها جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را برای ترون به همراه آورد، بلکه او را از یک ستاره زیبا به بازیگری جدی و توانمند تبدیل کرد.
این تغییر البته بدون جنجال هم نبود. ترون برای ایفای نقش وورنوس وزن قابل توجهی اضافه کرد و با استفاده از گریم و پروتز، ظاهر خود را تا حد زیادی تغییر داد تا به چهره واقعی این زن نزدیک شود. جالب آنکه دو برنده اسکار بهترین بازیگر زن پیش از او، نیکول کیدمن برای ساعتها (استیون دالدری، 2002) و هالی بری برای مهمانی هیولا (مارک فورستر، ۲۰۰۱) نیز از بازیگران بسیار زیبایی بودند که برای نقشهایشان ظاهر خود را پنهان یا دگرگون کرده بودند. همین روند باعث شد کمدینها و منتقدان اجتماعی با کنایه درباره نگاه هالیوود به زنان و اینکه آیا برای دریافت اسکار، زنان زیبا باید خود را «زشت» کنند یا نه، شوخی کنند.
ترون پس از موفقیت هیولا همچنان نقشهای متنوعی را تجربه کرد. او برای سرزمین شمالی(نیکی کارو، ۲۰۰۵) و سالها بعد برای بمب خبری (جی روچ، 2019) نامزد اسکار بهترین بازیگر زن شد و برای بزرگسال جوان (جیسون رایتمن، ۲۰۱۸) و تالی(جیسون رایتمن، ۲۰۱۸) نیز نامزدی گلدنگلوب را به دست آورد. او در فیلم تلویزیونی زندگی و مرگ پیتر سلرز (استیون هاپکینز، ۲۰۰۴) نیز نقش بریت اکلند را بازی کرد و برای این نقش نامزد امی و گلدنگلوب شد. در سالهای بعد، ترون مسیر تازهای را هم در سینمای اکشن پیدا کرد؛ از مکس دیوانه: جاده خشم (جورج میلر،۲۰۱۵) گرفته تا بلوند اتمی(دیوید لیچ،۲۰۱۷) و گارد کهن (جینا پرینس-بایثوود، ۲۰۲۰).

در این فهرست، مایتی جو یانگ (ران آندروود، ۱۹۹۸) در رتبه هفدهم قرار گرفته است؛ نخستین نقش اصلی ترون که بازسازی فیلمی محصول ۱۹۴۹ بود. او در این فیلم همان الگوی آشنای «زن بلوند زیبا» را بازی میکند، اما رابطه او با گوریل داستان برخلاف کینگکنگ رابطهای متقابل و عاطفی است. ترون در کودکی با این حیوان دوست شده و هر دو والدین خود را به دست یک شکارچی غیرقانونی از دست دادهاند.
رتبه شانزدهم به افسانه بگر ونس (رابرت ردفورد، ۲۰۰۰) تعلق دارد؛ فیلمی به کارگردانی رابرت ردفورد که انتظارهای زیادی از آن میرفت اما نتوانست به اندازه تبلیغات و هیاهوی اسکاری خود موفق باشد. ترون در آن نقش دوستدختر یک گلفباز حرفهای را بازی میکند که در دوران افت خود، از یک کَدی با قدرتهایی عجیب کمک میگیرد.
در رتبه پانزدهم، سفیدبرفی و شکارچی (روپرت سندرز، ۲۰۱۲) قرار دارد؛ برداشت تاریکتر و فانتزیتری از داستان مشهور سفیدبرفی که ترون در آن نقش ملکه شرور را بازی میکند. پس از آن در دره الاه (پل هگیس، ۲۰۰۷) میآید؛ فیلمی از پل هگیس که ترون در آن نقش یک کارآگاه پلیس را دارد و به یک بازپرس نظامی بازنشسته برای یافتن پسر گمشدهاش کمک میکند؛ سربازی که پس از بازگشت از جنگ عراق ناپدید شده است.
رتبه سیزدهم به بمب خبری اختصاص دارد؛ فیلمی درباره رسواییهای جنسی در شبکه فاکس نیوز و سقوط راجر ایلز. ترون در نقش مگین کلی چنان دگرگون شد که بار دیگر یادآور تغییر چهرهاش برای هیولا بود و برای این نقش نامزد اسکار بهترین بازیگر زن شد.

شغل ایتالیایی(اف. گری گری، ۲۰۰۳) در رتبه دوازدهم قرار گرفته است؛ فیلمی پرتحرک که ترون در آن نقش یک متخصص گاوصندوق را بازی میکند و بخش قابل توجهی از جذابیتش به تعقیبوگریزها و البته حضور پررنگ خودروهای مینی بازمیگردد. پس از آن وکیل مدافع شیطان (تیلور هکفورد، ۱۹۹۷) قرار دارد؛ یکی از نخستین نقشهای جدی ترون که در کنار کیانو ریوز و آل پاچینو، نقش همسر پریشان و گرفتار شخصیت ریوز را ایفا میکند و نشان میدهد که توانایی او بسیار فراتر از چهره زیبایش است.
در رتبه دهم گارد کهن قرار دارد؛ فیلمی اکشن درباره گروهی از مزدوران جاودانه که ترون رهبریشان میکند. این فیلم در دوران همهگیری کرونا و زمانی که تماشاگران بیشتر در خانه بودند، به یکی از آثار موفق نتفلیکس تبدیل شد. رتبه نهم نیز به ادیسه(کریستوفر نولان، ۲۰۲۶) کریستوفر نولان اختصاص دارد؛ جایی که ترون نقش کالیپسو را بازی میکند، پری دریایی جاودانهای که اودیسئوس را در جزیره اوگیجیا نگه میدارد. نقش او چندان بزرگ نیست، اما در مسیر بازگشت قهرمان به خانه اهمیت دارد.
در رتبه هشتم قوانین خانه سایدر (لاسه هالستروم، ۱۹۹۹) قرار دارد؛ اقتباسی از رمان جان ایروینگ که هفت نامزدی اسکار به دست آورد و در نهایت دو جایزه گرفت. ترون در آن نقش زنی را بازی میکند که با جوانی بزرگشده در پرورشگاه آشنا میشود و به او کمک میکند جهان بیرون را تجربه کند.
بلوند اتمیدر رتبه هفتم قرار دارد؛ فیلمی جاسوسی که ترون را به یکی از ستارههای تثبیتشده سینمای اکشن تبدیل کرد. سپس پرومتئوس (ریدلی اسکات، ۲۰۱۲) در رتبه ششم قرار میگیرد؛ فیلمی که بازگشت ریدلی اسکات به جهان بیگانه بود و ترون در آن، برخلاف برنامه اولیه، به دلیل مشکلات تولید فیلم دیگری نقشی کوچکتر و نسبتاً منفی پذیرفت.
رتبه پنجم متعلق به تالی است؛ فیلمی که ترون در آن نقش مادری تنها و فرسوده را بازی میکند و رابطه عجیب و پیچیدهای میان او و پرستاری که برای کمک به نگهداری از فرزندانش استخدام شده شکل میگیرد.

در رتبه چهارم سرزمین شمالی قرار دارد؛ داستان زنی معدنچی که علیه محل کارش به دلیل آزار جنسی شکایت میکند. ترون برای این نقش دومین نامزدی اسکار بهترین بازیگر زن خود را گرفت، هرچند جایزه را به ریس ویترسپون برای راه رفتن روی خط (جیمز منگولد، ۲۰۰۵) واگذار کرد.
رتبه سوم به بزرگسال جوان میرسد؛ یکی از جسورانهترین نقشهای ترون. او نویسنده موفق داستانهای نوجوانانهای است که به زادگاهش بازمیگردد تا رابطه سابق خود را از سر بگیرد و زندگی او را به هم بزند. شخصیت ترون خودشیفته، سرگشته و گاه بهشدت غیرقابلتحمل است، اما بازیگر هیچ تلاشی برای دوستداشتنی کردن او نمیکند و همین جسارت، اجرای او را به یکی از بهترین کارهایش تبدیل میکند.
در رتبه دوم مکس دیوانه: جاده خشم قرار دارد؛ فیلمی که ترون را در قامت یک قهرمان اکشن تمامعیار تثبیت کرد. او نقش ایمپراتور فیوریوسا، فرماندهای را بازی میکند که علیه رهبر خود میشورد و شورشی را آغاز میکند. فیلم ده نامزدی اسکار گرفت و شش جایزه برد و مسیر حرفهای ترون را بار دیگر تغییر داد.
اما رتبه اول همچنان متعلق به هیولا است؛ فیلمی که بیش از هر اثر دیگری مسیر حرفهای شارلیز ترون را تغییر داد. او با افزایش وزن، گریم و پروتز و البته بازیای کاملاً متحولکننده، خود را از تصویری که هالیوود بهعنوان یک ستاره زیبا از او ساخته بود جدا کرد و به قلمرو بازیگران جدی و صاحبسبک وارد شد. این همان نقشی بود که نهفقط اسکار را برای او به ارمغان آورد، بلکه ثابت کرد پشت آن چهره خیرهکننده، بازیگری با تواناییهای بسیار فراتر از زیبایی ظاهری وجود دارد.