آرشیو مطالبشماره ۳۳نقد فیلم

هیتلر دیکطاطور نیست!

نقد «اورکا»

در صحنه‌ای از سریال شهرزاد (حسن فتحی)، قباد (شهاب حسینی) به همسرش شهرزاد (ترانه علیدوستی) می‌گوید با فیلم‌سازی قرار گذاشته‌اند که برای فیلمش سرمایه‌گذاری کنند. شهرزاد با خوش‌حالی می‌گوید: چه خوب که پول خرج ساخت فیلم‌های باارزش شود. قباد نمی‌داند فیلم خوب و بد چه فرقی با هم دارند و چه پاسخی باید به این فیلم‌ساز بدهد. شهرزاد می‌گوید: فیلم‌نامه مهم است و مخاطب در طول فیلم مدام باید از خود بپرسد که بعد چه خواهد شد. نه این‌که در پایان بگوید خب که چی؟ همین پرسش را دربارهٔ اورکا نیز می‌توان طرح کرد. خب که چی؟ فیلم از همان ابتدا انتهای خود را لو می‌دهد و در طول فیلم برای مخاطب هیچ پرسش یا دغدغه و تعلیقی به وجود نمی‌آورد.

اورکا بر اساس زندگی الهام اصغری ساخته شده که در آب‌های آزاد با دست‌های بسته شنا کرده و رکوردش در گینس ثبت شد. او برای رسیدن به هدف از سختی‌ها نترسید و با موانع زیادی درگیر شد و سرانجام به پیروزی رسید. این سوژه‌ای طلایی برای جامعه‌ای‌ست که از نابرابری جنسیتی رنج می‌برد. بله، زن‌ها حقوق برابر با مردها ندارند و در بسیاری از زمینه‌های فرهنگی و ورزشی و اجتماعی و سیاسی، جنس دوم به حساب می‌آیند. اورکا می‌تواند به این نیاز اجتماعی پاسخ بدهد و علاقهٔ برابری‌طلبان جنسیتی را به خود جلب کند. اما فقط با «سوژهٔ طلایی» به‌تنهایی نمی‌توان فیلم خوب و قابل‌دفاعی ساخت. فیلم نمی‌تواند سوژهٔ واقعی خود را به رویدادی دراماتیک و برانگیزاننده بدل کند.

گئورکی لوکاچ می‌گوید برخی از آدم‌ها ظرفیت داستانی دارند و برخی ندارند. الهام اصغری بالقوه ظرفیت آن را دارد که به شخصیتی جذاب و داستانی بدل شود اما فیلم‌ساز از این ظرفیت به‌خوبی بهره نمی‌گیرد. مخاطب می‌داند که الهام اصغری در واقعیت به هدف رسیده و الهامِ فیلم نیز جا نمی‌ماند و شکست نمی‌خورد. بنابراین کنجکاو نمی‌شود و مدام به خود نمی‌گوید که بعد چه می‌شود؟ آیا به این اعتبار، شخصیت‌های نامور و واقعی، هرگز نمی‌توانند در اثری سینمایی کنجکاوی مخاطب را به خود جلب کنند؟

اسپارتاکوس، به روایت تاریخ، برده‌ای شورشی بود که با برده‌داران رومی جنگید و سرانجام شکست خورد و کشته شد. اما استنلی کوبریک از سرنوشت او اثری جذاب و دیدنی ساخت. سرنوشت عیسی مسیح بر کسی پوشیده نیست با این همه سرنوشت مسیح در فیلم‌هایی چون شاه شاهان (نیکلاس ری) و عیسیابن مریم (فرانکو زفیرلی) به‌شدت همدلی مخاطب را جلب می‌کند. این مسأله در مورد فیلم‌های قهرمانی و ابرقهرمانی سینمای آمریکا نیز مصداق پیدا می‌کند. در این فیلم‌ها قهرمان همواره پیروز می‌شود و ضدقهرمان را از پا می‌اندازد. با این همه هنگام تماشای فیلم از موقعیت‌های خطیر و هراسناکی که برای قهرمان به وجود می‌آید به هیجان می‌آییم.

نوشته های مشابه

تیزر فیلم از کانال آپارات «هنر مانا»

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا