راب راینر، کارگردان و بازیگر و تهیه کننده معروف هالیوود بعدازظهر 23 آذر در خانهاش در برنتوود در کنار همسرش میشل سینگر، با ضربات چاقو به قتل رسید. او ۷۸ سال داشت. اداره پلیس لسآنجلس در بیانیهای اعلام کرد نیک راینر، پسر ۳۲ ساله رابرت و میشل راینر، مسئول مرگ آنها بوده است. قتل راینر و همسرش رخدادی بود که برای مخاطبان ایرانی یادآور قتل زنده یاد داریوش مهرجویی و همسرش وحیده محمدی فر در مهرماه 1402 بود.
راب راینر فرزند نویسنده، کارگردان و کمدین نامدار، کارل راینر بود و نخستینبار با نقش مایکل «میتهد» استیویچ، داماد هیپیِ کارول اوکانر در نقش آرچی بانکر، کارگر یقهآبی متعصب و پرخاشگر در طول 9 فصل از سیتکام اجتماعی همه در خانواده شبکه CBS به شهرت رسید. راینر برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در این کمدی، در سالهای ۱۹۷۴ و ۱۹۷۸ برنده جایزه امی شد.
او ۶ مارس ۱۹۴۷ در برانکس نیویورک به دنیا آمد. پدرش از برجستهترین نویسندگان و ستارگان کمدی عصر طلایی تلویزیون بود؛ راینرِ جوان که در هالیوود بزرگ شده و در دانشکده فیلم UCLA تحصیل کرده بود، با ایفای نقشهای کوچکی در سریالهایی چون بتمن، آن دختر، خانواده بورلی هیلبیلیز و خانواده پارتریج و فیلم زندگینامهای پدرش ورود به خنده (۱۹۶۷) به دنیای تصویر معرفی شد.
راینر در ۱۹۷۱ و در رقابت با بازیگرانی چون ریچارد دریفوس و هریسون فورد برای نقش داماد تحت فشارِ آرچی بانکر انتخاب شد؛ نقشی در همه در خانواده، نسخه آمریکایی نورمن لیر از سیتکام بریتانیایی تا مرگ ما را جدا کند. پرداخت بیپرده موضوعات روز و شیمی درخشان بازیگران این مجموعه را به اثری تعیینکننده در تاریخ تلویزیون آمریکا بدل کرد.
پس از جدایی از همه در خانواده در ۱۹۷۸، چند سالی طول کشید تا راینر جای پای خود را بیابد اما با نخستین فیلم بلند مهمش در ۱۹۸۴، یک کمدی موسیقایی شبه مستند و ماندگار آفرید. این اسپاینال تپ است بر پایه طرحی کلی و با بداههپردازی جلوی دوربین ساخته شد و کریستوفر گِست، مایکل مککین و هری شیرر بهعنوان اعضای کمهوش گروه معرفی شدند؛ خود راینر نیز نقش مستندساز جدی، مارتی دیبرگی، را بازی کرد.
در دهه بعد، راینر به طور جدی مشغول فیلمسازی شد و مجموعهای از موفقیتهای گیشهای و محبوب مردمی نشان داد که او در ژانرهای گوناگون تسلطی کمنظیر دارد؛ کنارم بمان (۱۹۸۶)، درام جذابی برگرفته از داستانی کوتاه از استیون کینگ؛ فانتزی شاهزادهی عروس (۱۹۸۷)؛ کمدی رمانتیک نوگرا وقتی هری سالی را دید… (۱۹۸۹)؛ اقتباس دیگری از کینگ، تریلر جذاب میسری (۱۹۹۰)؛ و درام دادگاهی چند مرد خوب (۱۹۹۲) با بازی تام کروز و جک نیکلسون، از جمله آثار دوران اول کارگردانی او هستند. در این میان شاید مطمئنترین دستاورد کارگردانی او وقتی هری سالی را دید… باشد؛ فیلمی که بیلی کریستال و مگ رایان را بهعنوان دوستان نزدیکی که سرانجام وارد رابطهای عاشقانه میشوند، کنار هم نشاند.
از ۱۹۸۷ به بعد، راینر که دیگر در هالیوود شناخته شده بود، تهیهکنندگی بیشتر فیلمهایش را نیز برعهده گرفت. همان سال، او یک شرکت تولیدی فیلم را همبنیان گذاشت که افزون بر چند فیلم خودش، آثاری موفق مانند در خط آتش، چیزهای لازم و مالیس را روی پرده برد. بین سالهای ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۲، راینر با رشتهای از فیلمها و اجراهای قوی، توانایی چندوجهیاش را اثبات کرد. کار او با بازیگران نوجوان کنارم بمان نامزدی گلدنگلوب و جایزه انجمن کارگردانان آمریکا را به همراه داشت. شاهزادهی عروس نیز بهتدریج به اثری کالت بدل شد. با این همه از سال 2000 به بعد بهجز موفقیتهای گاهبهگاهی مانند کمدی-درام تلخوشیرین فهرست آرزوها (۲۰۰۷) با نیکلسون و مورگان فریمن، پروژههای کارگردانی بعدی راینر، از جمله چارلی بودن درامی خانوادگی با ریشههای زندگینامهای، هرچند همچنان متنوع بودند، اما کمتر به موفقیت تجاری رسیدند. زیرا او بیشتر به موضوعات کمتجاری و سیاسی از جنبش حقوق مدنی دهه ۶۰ همچون ارواح میسیسیپی، (۱۹۹۶) تا زندگی سیاسی لیندون جانسون البیجی، (2016) و جنگ خلیج فارس ۲۰۰۳ شوک و بهت، (۲۰۱۷) پرداخت.
او در گفتوگویی در سال ۲۰۰۸ گفت: «من فیلمهایی را میسازم که دوست دارم بسازم. استودیوها به دنبال صدها میلیون دلار سودند و این را با یک فیلم کوچک به دست نمیآورید…اما من برای بیان خودم و گفتن داستانها وارد این حرفه شدم، نه فقط تولید محصول.»
اما شاید بخشی از توفیق کمتر او در گیشه هالیوود دهه پیش به انحراف او از مسیر مستقیم تولید و پخش فیلم و حضورش به عنوان یک فعال مدنی و سیاسی بود. چرا که راینر علاوه بر فعالیت سینمایی صرف، صدایی پیشرو و مترقی در جامعه هالیوود بود؛ در چندین ابتکار رأیگیری ایالتی کالیفرنیا فعالانه حضور داشت و حامی پرشور نامزدهای دموکرات و منتقد سرسخت دونالد ترامپ، رئیسجمهور وقت آمریکا نیز بود. راینر که از صریحترین فعالان سیاسی هالیوود بود و بهجای ورود به مناصب انتخابی، به فعالیت برای اهداف مورد نظرش از جمله نبردی طولانی با لابی دخانیات وارد شد. او گفت: «نه، من نمیخواهم مقام انتخابی داشته باشم. میخواهم کارها انجام شوند.»