گناهانت توی کلیسا بخشیده نمیشن.
توی خیابون آمرزیده میشی. یا توی خونه.
بقیهاش مزخرفه و خودت هم اینرو میدونی.
چارلی (هاروی کایتل)- خیابانهای پایین شهر
مستند پنجقسمتی آقای اسکورسیزی مثل بیشتر مستندهای پرتره برای واکاوی شخصیت و پسزمینههای فکری و حرفهای شخصیت اصلی خود، به سراغ دوستان و آشنایان کودکی و نوجوانی مارتین اسکورسیزی میرود و از آنها دربارهٔ وضعیت روحی و سلیقه و ذائقهٔ او در سالهای رشد در محلهٔ ایتالیای کوچکِ نیویورک میپرسد. لابد انتظار دارید دوستان مارتین از او شخصیتی شیفتهٔ سینما بسازند که از کودکی مثلاً یک دوربین هشت میلیمتری به دست آورده و دائم از در و دیوار و آدمها فیلم میگیرد. اما همه روی جهانبینی مذهبی او تأکید میورزند. پدر مارتین در روزهای تعطیل او را به سینما میبرد اما آن گونه که دوستان و بهاصطلاح بچهمحلهای او روایت میکنند،ِ بیشتر زمانِ او در کلیسا میگذشت نه در سالنهای تاریک سینما. یکیدوتایشان که مطمئن بودند مارتی باید کشیش میشد و با آن کارنامهٔ فیلمسازی پربار و درخشان، بهاشتباه سر از عالمِ سینما درآورده است! این پسزمینهٔ فکری در فیلمهای مارتین اسکورسیزی نمودی ویژه مییابد. او همزمان کلیسا را ستایش و در عین حال نقد میکند. گاهی باور اینکه لحن انتقادی تندوتیز و جسورانهٔ آن فیلمها از ذهن خلاق یک بچهکاتولیکِ مؤمن از تبار ایتالیاییهای مهاجر گذشته، دشوار است. اما آن گونه که ربکا میلر در این سریال پنجقسمتی حکایت میکند، مارتین چارلز اسکورسیزی متولد 1942 در محلهٔ ایتالیای کوچک نزدیک منهتنِ نیویورک، آدمی متناقض با روحی آکنده از تضادهای فکری و عملی است.
اینها را چه کسی روایت میکند؟ خانم ربکا میلر فیلمساز و نویسندهٔ معتبر آمریکایی. او فرزند آرتور میلر نمایشنامه نویس نامدار آمریکایی و همسر دنیل دیلوییس بازیگر بزرگ بریتانیایی است. دو هنرمند موفق که خود پر از تناقضها و زیستی همراه با دوگانگی و تضاد بودهاند. احتمالاً میلر شناخت خوبی از این وضعیت بشری دارد که چنین تصویر بیرحمانهای از یکی از شمایلهای ماندگار سینمای جهان ارائه میدهد. مردی با تبار ایتالیایی و کاتولیک، قد کوتاه، عصبی، باهوش و افسرده که فیلمهایش معمولاً ابتدا با برخورد منفی منتقدان و تماشاگران مواجه شد و گذر زمان ارزشهای این آثار را برجسته کرد. مردی که از نگاه بیرونی یک فیلمساز موفق و خوشبخت است اما لایههای زندگی شخصی و حرفهای او را که کنار بزنی، با انبوهی از سیاهی و تباهی مواجه میشوی. اعتیاد به کوکایین و ترک آن، اعتیاد به الکل و کنار گذاشتنش، دردسرهای ناشی از شهرت و گام زدن در مسیر سینمای هالیوود، مشکلات مالی ادواری، زندگیهای زناشویی ناموفق (پنج ازدواج و چهار طلاق حتی در هالیوود هم زیاد است) و البته سگِ سیاهِ افسردگی. باورتان میشود این فهرست بلندبالا مربوط به زندگی مارتین اسکورسیزی است؟
سریال مستند آقای اسکورسیزی که هر اپیزودش یک عنوان مستقل و تکمیلی هم دارد، با کندوکاو در زندگی و آثار آقای کارگردان به دنبال سویهٔ تاریک ذهن آدمی است. قسمت اول مجموعه با عنوان غریبهای در سرزمین عجایب به دوران کودکی و نوجوانی مارتی میپردازد. فرزند مهاجران ایتالیایی ساکن نیویورک در محلهای که نوجوانهایش یا به کلیسا میرفتند و یا جذب دارودستههای گنگستری میشدند. در چنین پسزمینهای سینما و فیلمسازی برای نوجوانی چون مارتین، پناهی نه، که گریزگاهی بود.