Search

مرد عوضی

نقد «مرد عینکی»

1) پس از محمدحسین فرح‌بخش، حالا سیدابراهیم عامریان نیز در سینمای عامه‌پسند ایران صاحب یک «سبک» خاص و خط تولید کمدی‌های پرفروش شده است. او که در حرفهٔ دیگرش (تجارت واردات گوشت) نشان داده بیزنس‌من موفقی است، در سینما هم طی ده سال چنان چم‌وخم کار را آموخته و راه و رسم موفقیت را پیدا کرده که علاوه بر سرمایه‌گذاری و تهیه‌کنندگی، کارگردان هم شده و حالا حتی یک فیلم ناموفق (نفروش) در کارنامه‌اش ندارد. عامریان که به‌تازگی وارد عرصهٔ پخش فیلم و سینماداری هم شده، با سرمایه‌گذاری اتفاقی برای من سالوادور نیستم (منوچهر هادی، 1394) وارد سینما شد و خیلی زود به موفقیت رسید.

در موقعیت‌شناسی و نکته‌بینی و گوهرشناسی او همین بس که هرچند همهٔ فیلم‌هایش کمدی هستند، تشخیص داد پیرپسر که با هیچ چسبی به کارنامه‌اش نمی‌چسبد و با گروه خونی فیلم‌های دیگرش تناسبی ندارد، فیلم پرفروشی خواهد شد. به همین جهت سهم یکی از شرکای فیلم را خرید و ثمرش را هم دید. هیبت لوگوی پرطمطراق «عامریان‌فیلم» که به شیوهٔ لوگوی کمپانی‌های بزرگ آمریکایی همچون یونیورسال ساخته شده، تا حد زیادی روحیهٔ بلندپرواز و ادعاها و افق دید او را نشان می‌دهد.

2) مثل همهٔ فیلم‌های موفق نظام استودیویی که آدم اصلی فیلم‌ها تهیه‌کنندگان هستند، آدم اصلی فیلم‌های «عامریان‌فیلم» هم خود ابراهیم عامریان است. او بود که بدون تجربهٔ سینمایی، شاید با درکی غریزی، تشخیص داد کارگردانی مثل کریم امینی که سابقهٔ دستیاری کارگردان و بازیگری در نقش‌هایی فرعی در کارنامه داشت و پیش از آن دو فیلم کاملاً ناموفق غیرکمدی – دشمن زن (1396) و گربهسیاه (1398) – ساخته می‌تواند فیلمی کمدی – فسیل (1399) – بسازد که بیش از یک سال روی پرده بماند و رکورد فروش تاریخ سینمای ایران را بشکند.

اهمیت عامریان آن‌جا خود را نشان می‌دهد که وقتی رقیب پیش‌کسوتش فرح‌بخش با مشاهدهٔ موفقیت فسیل از کریم امینی دعوت کرد به‌سرعت یک کمدی – شهر هرت (1401) – با استفاده از همان فرمول‌های فسیل بسازد، فیلمش به اندازهٔ فسیل فروش نکرد.

3) فرمول کارآمد عامریان همان فرمول آشنای چند دههٔ اخیر سینمای ایران است: عبور از خط قرمز. اگر در فیلم‌های جدی انتقادی و اعتراضی، عبور از خط قرمز اغلب کاری مخاطره‌آمیز بوده، در کمدی‌های عامه‌پسند حاشیهٔ امنیتی برای فیلم وجود دارد که این «ژانر» را تبدیل به یک منطقهٔ امن برای فعالان عرصهٔ جریان اصلی سینمای ایران کرده است، به طوری که گفته می‌شود به‌جز کارگردان‌هایی که اصلاً اهل سینمای جدی هستند، بقیه فقط برای طرح‌های کمدی می‌توانند سرمایه پیدا کنند. حتی کارگردانی مثل پدرام پورامیری که فیلم تلخ و تراژیک جاندار (1397) را ساخته بود سر از کمدی صددام درآورد. در کمدی‌های عامه‌پسند، شوخی‌های سیاسی، جنسی، اجتماعی، و حتی ایدئولوژیک در کنار لودگی و استفاده از رقص مردانه و بزن‌وبکوب و ترانه‌های ممنوع قدیمی و جدید خوانندگان آن سوی مرز از مهم‌ترین ابزار کار است، به شرطی که این ترانه‌ها با مسخرگی و در متنی غیرجدی به کار گرفته شود.

از همین روست که سازندگان سریال تراژیک پوست شیر (برادران محمودی، 1401) را مجبور کردند ترانهٔ ابی را از تیتراژ قسمت پایانی بردارند اما موسیقی تیتراژ اول شهر هرت موسیقی ترانه‌ای از شهره صولتی است و ترانه‌های مشابه با صدای خوانندهٔ اصلی یا اجرای کج‌ومعوج بازیگران به‌وفور در این فیلم‌ها استفاده می‌شود.

تیزر از کانال آپارات «سینماتیکت»

QR Code

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *