رئالیسم همیشه جادوییست اما فقط گاهی، بعضی به روی خودشان میآورند. بیا از خوابها مستندی بساز و از کودکوارگی بزرگسالی که تن نمیدهد به هر قوارهای، طرحی بکش. بیا از خیر ماه و سال و ماجرا بگذر و اگر راست میگویی برو از فضا و حالوهوا روایتی دستوپا کن که ماجراهای تقویمی را همه جا نوشتهاند از ایشان. فیلسوف معروفِ خیالات پیامبرانِ خالقِ خدای آدمهای سردرگم گفته است، فلسفه هر فیلسوفی، بیش از هر چیز زندگینامه خودنوشتِ اوست. دیگرانی به نظرشان رسیده بگویند ادبیات و هنر، روایت تمنای آدم از نزیستههای اوست. از هر بر که بروی اما درگاه دسترسی ما به حالواحوالمان چندوجهی و وهمآگین است، هر چه عمیقتر میشود و جمعوجور نمیشود هر قدر که قرار است جامعتر باشد. از اینقرار است که تعریف ما از ما تقلیلگرایانه است وقتی میخواهیم تکلیفِ ناروشن را روشن کنیم و از تصورات به تصویر واضح برسیم از آدم، تاریخ و یقین.
فصل اصلی کتاب زندگی شخصیتها، اسناد مربوط به تَرَکها و تردیدهای آنهاست؛ خطوط گُنگِ تناقضهایشان است و تمهیداتی که به خرج میدهند تا لو نروند و طوری در نظر آیند که گویا میپسندند اگر بدانند آن چیست! اینکه او کیست و چه کرده و چه فرقی دارد با آنچه خود را مینمایانده است، تجارتی دارد در تاریخِ جغرافیای انسانی اما سند اساسی آدم بودن، خیالات اوست و خیالاتِ درباره او. این، واقعیتِ حقیقی انسان است که با حافظه هست و نیست و جابهجایی عمد و سهو وقایع زندگی میکند و فضاهایی که شکل میگیرد و بیشکل میشود.
شواهد این گونه میگویند که فقط آدم است که در یک جایی از ذهنش که جای انواع بازیست دلش ناممکن میخواهد؛ مثلاً یا زودتر از مردن میمیرد یا اصلاً دلش نمیخواهد بمیرد؛ هم از نبودن میترسد هم حال میکند که هی پای بود و نبودها را بکشد وسط و با آنها بازیبازی کند. اگر جانوری غیر از ما هم اهل این حرفها باشد نگذاشته سندی از این تجربهاش به دست آید و منتشر شود. فقط آدم است که بازیگوشیاش را تخیل و تعریف میکند و دوست دارد برایش تعریف کنند که کسی نصف شد، مثل سیب شد و مثل چیزی که تا حالا کسی ندیده بوده یا اصلاً نشنیده بوده است؛ هست. میان انواع آدم، بعضی بیشتر اینشکلی رفتار میکنند و به این ترتیب حتماً فکر میکنند بهتر است که چنین باشند یا اصلاً به بد و خوبش کاری ندارند و اینریختیاند. هنرمندان و نویسندگان از این قبیلهاند و اگر نه نمیتوانستند طوری چیزی را تصور کنند که عجیبوغریب باشد تا به این حد؛ و بهتانگیزِ غیرمترقبه باشد یا حیرتانگیز وجدآور.
رُخ مستندی درباره فضای تن ندادن است؛ درباره سیلانِ خوابهای کودکی بزرگسال و تناسبات آدم با تناقضهایش و شباهتش به تفاوتهایش با فضاهای آشنای غریب. رُخ خوابِ سندهای نرد باختن با شطرنج زندگی است. مستند ساختن از خوابِ بیدار شدن در خوابها و خوابیدن روی بالشِ خونین خیالهایی که برملا نمیشوند و عریانی را به شوخی میگیرند ساده نیست. رخ کارِ خوبی میکند؛ بازیاش میگیرد و به دعوت، نه نمیگوید و نمیرود جایی که نمیشود.