اين سطور، به قلم زندهياد خالقی در کتابِ سرگذشت موسيقی ايران، شرح کوتاهی است از انگيزه خالقان سرود ای ايران، ميزان تأثيرگذاریاش و نيازی که جامعه در آن روزگار به چنين اثری داشته است. هرچند بسيار و بهاشتباه شنيدهايم که ناراحتی مرحوم دکتر گلگلاب از بدرفتاری سربازان خارجی با هموطنان ايرانیاش در روزهای اشغال ايران توسط ارتش متفقين و مواجهه مرحوم خالقی با حال خراب او نقطه شروع خلق اين سرود است اما گلنوش خالقی در روايتی دست اول، شنيدهشده از زبان پدرش، از طبعآزمایی مرحوم خالقی در مخالفت با نظر آقای مفخم پايان ميگويد؛ مرحوم مفخم پايان معتقد بود دستگاههای موسيقی ايرانی هر کدام حالتی دارند و به عنوان مثال در مايه دشتی نمیتوان کاری تحرکآور و هيجانآميز نوشت. مرحوم خالقی در رد اين ادعا ملودی سرود ای ايران را مینويسند و سپس از دکتر گلگلاب خواهش میکنند شعری روی اين ملودی بنويسد، با تأکيد بر اين نکته که تنها مربوط به ايران باشد و صحبتی از حکومت و شاه و دولت در آن نباشد.