Search

فریب‌خورده و رهاشده

حاشیه‌های جشنواره چهل‌وسوم فجر

جشنواره با فیلم جنگی صیاد شروع شد. نکته جالب در این فیلم حضور بازیگران کمدی سینمای ایران بود. از هومن برق‌نورد در نقش بنی‌صدر گرفته تا محمدرضا هدایتی و نادر سلیمانی در نقش سرهنگ‌های ارتش. واقعیت این است که عدم حضور بازیگران مهم زن و مرد به دلایل فرامتنی و غیرسینمایی سبب انتخاب‌های عجیب و نامناسب در فیلم‌ها شده است.
نمایش پیر پسر زلزله‌ای به جان جشنواره انداخت. پس از پایان فیلم برخی تماشاگران به سبک جشنواره‌های خارجی فیلم را ایستاده چندین دقیقه تشویق کردند. رسانه‌ها روز بعد از موفقیت فیلم نوشتند و اکتای براهنی با نوشته پرسوزوگدازی از حمایت تماشاگران تشکر کرد. بازی درخشان حسن پورشیرازی سبب شد با وجود نمایش فیلم در بخش نمایش ویژه، هنگام اهدای جوایز نامش بارها به زبان بیاید. حتی مصطفی زمانی هنگام دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد برای شمال از جنوب غربی گفت: «اگر حسن پورشیرازی بود که جایزه به من نمی‌رسید!» مراسم پایانی البته حکایت‌های دیگری هم داشت. از جمله شهاب حسینی که در اعتراض به نادیده گرفته شدن رها طی یادداشتی جشنواره را میلی خواند و لقب اختصاصی صداوسیما را به جشنواره اهدا کرد!

شاید اگر مسئولان امر می‌دانستند عدم نمایش قاتل و وحشی تا چه حد دردسرساز خواهد شد، به هر قیمتی فیلم را به نمایش درمی‌آوردند. سعید خانی تهیه‌کننده رها هنگام دریافت جایزه سیمرغ بهترین فیلم اول، از وزیر درخواست کرد قاتل و وحشی به نمایش درآید. درست بعد از پایان جشنواره، نرگس آبیار از سمت خود در شورای پروانه نمایش استعفا داد که گویا عدم نمایش قاتل و وحشی در جشنواره، در استعفایش بی‌تأثیر نبوده است. برخی از افراد اظهار می‌کردند انگیزه‌شان برای دریافت کارت جشنواره اصلاً تماشای قاتل و وحشی بوده و با عدم نمایش آن خود را مغبون، رهاشده و فریب‌خورده می‌دانستند.

مثل سال‌های قبل ایده‌های تبلیغاتی در برخی فیلم‌ها جلب توجه می‌کرد که در رأس‌شان موشک بزرگ گذاشته‌شده در محوطه برج میلاد برای تبلیغ خدای جنگ بود. برای انیمیشن پسر دلفینی ماکت شخصیت‌ها، برای ناتور دشت قایق کاغذی، برای انیمیشن افسانه سپهر تیرکمان و برای فیلم اشک هور یک آویز گردنبند‌ به تماشاگران اهداء شد. اما از همه جالب‌تر خلاقیت عوامل صددام بود که یک بازیگر با چهره و لباس صدام حسین همراه خود آورده بودند. در کنار فیلم‌ها برخی محصولات غذایی و نوشیدنی هم در کنار سالن سینمای برج میلاد عرضه می‌شد. در این بین مسئول خوش‌ذوق یک غرفه نوشیدنی انرژی‌زا قبل از نمایش فیلم سه‌ساعته پیر پسر می‌گفت: «فیلمش خیلی طولانیه. حتماً با خودتان انرژی‌زا ببرید!»

مثل دیگر دوره‌ها، در این دوره هم جشنواره میزبان چند مقام دولتی بود. کم‌حاشیه‌ترین مقام، محمدرضا عارف بود که برای تماشای زیبا صدایم کن به سالن برج میلاد آمده بود. پرحاشیه‌ترین اما، محمدجواد ظریف بود که برای تماشای خدای جنگ آمده بود و پس از نمایش فیلم در جمع خبرنگاران اظهار نظر عجیبی کرد: «برای من اوپنهایمر و بابای اوپنهایمر در برابر خدای جنگ هیچی نیستند». اما پرسروصداترین حضور از آن محسن رضایی میرقائد بود که با تیمش حضور امنیتی آشکاری را رقم زدند. برخلاف ظریف، او که برای تماشای اسفند به سالن برج میلاد آمده بود، اظهارنظری نکرد و پس از پایان فیلم برج را ترک کرد. در این فیلم خیام وقار کاشانی نقش محسن رضایی را که با اسم رمز قائد خوانده می‌شد، بازی می‌کرد. روز اول جشنواره نیز حامد شیخی نقش محسن رضایی میرقائد را در صیاد بازی کرده بود. در صیاد علاوه بر چهره‌پردازی، در زمینه ایجاد صوت و لحن مشابه رضایی نیز تلاش شده بود. اما مشکل این شخصیت در هردو فیلم منفعل بودن او بود. در دو فیلم با شخصیتی روبرو هستیم که مدام بدون ارائه راه حل یا استراتژی خاصی، در حال تأیید تصمیم شخصیت‌های دیگر است.

مثل دوره‌های قبل، این‌بار هم برگزاری جشنواره با بی‌نظمی‌هایی همراه بود. روز سوم جشنواره، بهرام رادان از هیأت داوران «به دلیل عدم حضور در داخل کشور» انصراف داد. یعنی بعد از چهار روز فیلم تماشا کردن متوجه شدند یکی از اعضاء حضور ندارد و قرار بوده از خارج ملحق شود؟ به این ترتیب تعداد اعضای هیأت داوران به شش رسید و زوج شد. به گفته یکی از این اعضاء هنگام اهدای جوایز، اگر تعداد آراء مساوی می‌شد، منوچهر شهسواری به‌عنوان دبیر جشنواره هم به هیأت داوری کمک می‌کرد. برنامه جشنواره هم در نوع خود پدیده‌ای بود. اسامی تمامی فیلم‌های بخش نمایش ویژه در جدول خالی بود، اما روز دوم یکی از عجیب‌ترین روزهای تاریخ جشنواره بود: از بین پنج فیلم برنامه روزانه، دو جای خالی برای دو فیلم اعلام نشده، در برنامه دیده می‌شد. این نوع اعلام برنامه فیلم‌های بخش ویژه، تا چند ساعت قبل از نمایش فیلم‌ها، خاص جشنواره فجر بود و در جشنواره‌های دیگر امکان ‌پذیر نیست. اتفاق عجیب دیگر پخش مستند آتش و گلستان (علی رویین‌تن) بود که ناگهان در بخش نمایش ویژه قرار گرفته بود. نمایش فیلم همان دقایق اول به‌دلیل مشکل فنی متوقف شد. عجیب بود که فیلم از قبل تست نشده بود و صدای آن از ابتدا سینک نبود. نمایش فیلم به درخواست کارگردان به دلیل مشکل نسخهDcp  متوقف شد.

به‌نظر می‌رسد در دنیای آنلاین امروز، سینمای ایران به‌سختی بتواند با تحولات سریع اجتماعی همراهی کند. در زیبا صدایم کن در حالی تماشاگران برای ربوده شدن ون گشت ارشاد توسط امین حیایی دست زدند که عملاً دیگر ون گشت ارشاد به آن شکل وجود ندارد. همچنین در مرد آرام همدردی با شخصیت‌های افغانستانی فیلم در تضاد با نگرش منفی اخیر و اخراج اتباع افغانستانی است. موضوع بحث‌برانگیز دیگر، اغراقی بود که در مورد هواداران کی‌پاپ در چشم بادامی رخ داد. چند هوادار این گروه کره‌ای در ایران، به نمایش جنون‌آمیز و عدم درک کارگردان از هواداری معقول یک گروه موسیقی اعتراض کردند. در فیلم به خودکشی چند نوجوان هوادار کی‌پاپ در ایران، پس از خودکشی یکی از خوانندگان این گروه در سئول اشاره می‌شود.

مشکل استفاده درست از لهجه‌های بومی هم‌چنان در فیلم‌ها دیده می‌شوند و آزاردهنده هستند. در بازی را بکش بازیگران به‌ جای یاد گرفتن لهجه و تمرین آن، با چرخاندن دهان ادای لهجه گیلکی را درمی‌آورند. ‌فقط چند بازیگر بومی لهجه درستی دارند و بازیگران اصلی که غیربومی هستند، به‌غلط کلمات را ادا می‌کنند. این نکته سبب شد بازی درخشان محسن کیایی در نقش اول فیلم، چنان‌که باید دیده نشود. فعلاً وضعیت فیلم‌های جنوبی در زمینه استفاده از لهجه بهتر به‌نظر می‌رسد. راه‌حل همیشگی استفاده از بازیگران بومی در نقش خود و بازیگران غیربومی در نقشی غیربومی است. راه‌حل سخت‌تر هم همیشه تمرین مداوم و سخت‌کوشی است و البته ممکن! یادمان باشد در بدرود بغداد پانته‌آ بهرام مجبور شد زبان عربی یاد بگیرد.

اسفند به اولین فیلم جنگی سینمای ایران تبدیل شد که در آن نبردی رخ نمی‌دهد و گلوله‌ای شلیک نمی‌شود. فیلم بر اساس تعلیق موجود در عملیات شناسایی در منطقه هور ساخته شده است. دانش اقباشاوی که خود اهل جنوب است، فیلمی بی‌حادثه در مورد یک گروه شناسایی از اعراب جنوب ساخته که با دقت در پنهان ماندن عملیات خود تا جایی پیش می‌روند که مورد اتهام جاسوسی قرار می‌گیرند. تنها شلیک فیلم، در یک مانور در هور صورت می‌گیرد.

اسامی برخی فیلم‌ها بیش از سینمای ایران، با سینمای آمریکا نسبت داشتند. به‌قول دوستی، ما از سینمای نمایش‌دهنده شمال از جنوب غربی – البته که در اصل شمال از شمال غربی! – بیرون آمدیم و رفتیم فیلم ناتور دشت را تماشا کنیم. فیلم بعدی هم البته مرد آرام بود.  یعنی این برنامه نمایش فیلم‌ها را به یک آمریکایی بگویید، می‌گوید این فیلم‌ها را در جشنواره‌های ساندنس و نیویورک هم پشت‌سرهم نمایش نمی‌دهند!

نشست‌های مطبوعاتی بعد از نمایش فیلم‌ها این دوره هم داستان‌های خودش را داشت. امیررضا دلاوری از حذف ناگهانی نقشش در شمال از جنوب غربی و حذف نامش از تیتراژ شکایت کرد و بحث او با حمید زرگرنژاد، کارگردان فیلم با وساطت امیر آقایی ختم به‌خیر شد. دلاوری گفت: «من موقع فیلم‌برداری در ویلا منتظر می‌نشستم و تمرین ساکسیفون می‌کردم. ولی از من با بچه‌ها سکانس نمی‌گرفتند. این فیلم قرار بود تنها فیلم من در جشنواره باشد که به این روز افتاده». بازیگر مرد لولی که نقش یک مرد لکنت‌دار را بازی می‌کند، در نشست خبری حرفش را با لکنت شروع کرد و حرف‌هایش با تشویق حضار همراه شد: «من واقعاً لکنت دارم و در این فیلم می‌خواهم بگویم خودم نقص دارم و نه عیب. نباید نقص را پنهان کرد و این فیلم همین را نشان می‌دهد». جلیل اکبری‌صحت تهیه‌کننده لولی – که خود منتقد سینمایی و روزنامه‌نگاری قدیمی است – نیز در پاسخ به سؤالی گفت: «لولی یک فیلم هنری روشنفکرانه است. من ابایی ندارم و این نکته را با شجاعت می‌گویم. لولی فیلم سختی است». در نشست خبری شوهر ستاره ابراهیم ایرج‌زاد کارگردان فیلم گفت: «هیچ پیامی غیر از این‌که زنان این سرزمین شایسته احترامی بیشتر هستند در این فیلم وجود ندارد». او از وقایع ۱۴۰۱ نام برد و صحبت‌هایش مورد تشویق حضار و نیز سونیا پوریامین مجری سالن قرار گرفت. در پاسخ به سؤال‌ در مورد اسیدپاشی به دختران و شخصیت زنی در فیلم که صورتش آسیب دیده، به‌مزاح گفت: «اگر بیشتر به آن می‌پرداختم جایم در اوین بود!» تهیه‌کننده انیمیشن پسر دلفینی۲ در واکنش خبرنگاران مبنی بر نبودن‌ اسم شروین حاجی‌پور در تیتراژ پایانی این انیمیشن گفت: «شروین حاجی‌پور تیتراژ پایانی این اثر را هنوز نخوانده و در حال دریافت مجوزهای قانونی این موضوع هستیم و حتماً در اکران‌ نوروزی ۱۴۰۴ انیمیشن با صدای این خواننده اکران می‌شود».

در پایان باز هم یادی کنیم از گوشی‌های مدام روشن تماشاگران حین نمایش فیلم‌ها. این دوره با دوستان تصمیم گرفتیم تعارف را کنار بگذاریم و اعتراض خود را به صاحبان گوشی‌ها نسبت به این مزاحمت نازیبا بیان کنیم. واقعاً کسی که طی نمایش فیلم به پرده نگاه نمی‌کند، چرا از سالن بیرون نمی‌رود؟! بیایید شما هم در این فرهنگ‌سازی مشارکت کنید و به بغل‌دستی‌تان بگویید: «لطفاً حین نمایش فیلم‌، گوشی‌ها خاموش!»

QR Code

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *