هادی چپردار

در اين بازار جمله کالاييم

مورد عجیب، عمیق، خودپیش‌گویانه و یأس‌آور «آینۀ سیاه»

10 مرداد 1400

تصور کن که در قفسی شیشه‌ای زندگی می‌کنی که دیوارهایش صفحۀ نمایش‌اند. صبح با تصویر و صدای قوقولی قوقوی خروس مجازی بیدار می‌شوی. کارت این است که به یکی از بی‌شمار سالن‌های کار بروی و در کنار بیست‌سی نفر دیگر، سوار بر دوچرخۀ ثابت شمارۀ ۳۲۴- ۶ بشوی و رکاب بزنی تا با انرژی حاصل، چرخ جهان بچرخد. هر چه بیش‌تر پا بزنی بیش‌تر امتیاز می‌گیری و زندگی‌ات با همین امتیازها می‌چرخد. آدم‌ها با امتیازهاشان می‌توانند چیزکی بخورند یا در سلول‌شان پای مانیتور به تفریحاتی
مثل بازی مجازی و ویولن زدن مجازی بپردازند، بی‌آن‌که ساز یا عنصر واقعی دیگری داشته باشند. حتی برای خشک کردن دست در دست‌شویی یا خفه کردن صدای آگهی‌هایی که به‌زور روی نمایشگر سلول پخش می‌شود هم باید از امتیازها پرداخت کرد. سر کار، یعنی هنگام رکاب زدن، روبه‌روی آدم‌ها نمایشگری هست برای خرید و مصرف مجازی. یکی برای هویت مجازی خودش پوسته یا آواتار تازه می‌خرد. یکی شوهای تلویزیونی احمقانه یا پورن تماشا می‌کند و هرهر خنده‌اش سالن را پر می‌کند. یکی سالم و قوی و عضو مفیدی برای جامعه است و حسابی پا می‌زند و خوب امتیاز می‌گیرد و خوب خرج می‌کند. یکی مریض است و تولیدش کم شده و دیر یا زود به طبقۀ بی‌ارزش‌تر نظافت‌چیان زردپوش تنزل خواهد کرد («چشم به هم بزنی یارو میره تو لیمو» و هرهر خنده). و تو هم در تنهایی‌ات به تصویری از هیچ خیره می‌شوی و باز پا می‌زنی...

ادامه مطلب در ماهنامه
0 0 votes
Article Rating
Subscribe
Notify of
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
© ۱۴۰۰ فیلم امروز
ماهنامه سینمایی فیلم امروز با اتکا به پشتوانه ای ۴۰ ساله، همراه با آغاز قرن جدید شروع به کار کرد.