جابر تواضعی

روایت مبهم عاشقانه‌های سهراب

نقد «رؤیای سهراب»

4 آبان 1401

راستش مهم‌ترین چیزی که به دیدن فیلم ترغیبم کرد، کنجکاوی دربارۀ این بود که چه‌طور می‌شود در مورد یک شخصیت ادبی معاصر، فیلمی دراماتیک ساخت؛ آن هم شاعر همشهری‌ام سهراب سپهری که گرچه فکر می‌کنیم درباره‌اش زیاد می‌دانیم اما در واقع جز کلیاتی که همه‌جا آمده چیز زیادی نمی‌دانیم یا لااقل آن قدر نمی‌دانیم که بشود یک فیلم سینمایی با پرداخت دراماتیک ساخت. در زمانه‌ای که به هزارویک دلیل، فرهنگ و ادبیات از اولویت‌های جامعه نیست و اهل سینما هم به ادبیات حتی به عنوان منبع الهام توجه چندانی نشان نمی‌دهند، ساخت چنین فیلمی به خودی خود اتفاقی خوب و مثبت است. آن هم کسی مثل سهراب که رویکردها و برخوردهای مختلف با او و آثارش - چه شعر و چه نقاشی - در مقاطع مختلف نشان می‌دهد هنرمندی است که شناخت واقعی‌اش به گذشت زمان نیاز دارد. اما راستش به استناد فیلم‌های قبلی کارگردان، نتیجه خیلی بدتر از چیزی بود که تصور می‌کردم. علی قوی‌تن علاوه بر کارگردانی رؤیای سهراب در دو نقش بازی می‌کند. یکی در نقش سهراب سپهری و دیگری در نقش خودش به‌عنوان فیلم‌سازی که برای
ساخت فیلمی دربارۀ سهراب در حال تحقیق است. بخش مربوط به سهراب، هم مربوط به نوجوانی اوست و هم میان‌سالی‌اش؛ با همان تصاویر آشنایی که در این سال‌ها از او دیده‌ایم. تنها راه تشخیص تفاوت این صحنه‌ها از هم، این است که صحنه‌های مربوط به حال، سیاه‌وسفید است و صحنه‌های مربوط به سهراب و گذشته‌اش، رنگی. تفاوت دیگر در تصویر کردن زن‌ها در گذشته و حال است. چون لوکیشن و طراحی صحنه و لباس هر بخش و مهم‌تر از آن قصه‌ای که در
گذشته و حال دنبال می‌کنیم، آن قدر کم‌رنگ و کم‌ملات و بی‌رمق است که عملاً تفاوتی بین آن‌ها وجود ندارد و دلیل و مشوقی برای پی‌گیری روند قصه نداریم.

لاله اسکندری و علی قوی‌تن در تصویری از فیلم

تیزر فیلم از کانال آپارات «سینماتیکت»

ادامه مطلب در ماهنامه
0 0 votes
Article Rating
Subscribe
Notify of
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments
© ۱۴۰۰ فیلم امروز
ماهنامه سینمایی فیلم امروز با اتکا به پشتوانه ای ۴۰ ساله، همراه با آغاز قرن جدید شروع به کار کرد.